مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

وظیفه‌ای برای «ندای وظیفه»
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٧/۱۱/۳٠  

وظیفه‌ای برای «ندای وظیفه»

عبدالمهدی آگاه منش

 

 

چرا کسی درباره بازی‌های رایانه‌ای ضداسلامی و ایرانی، موضع نمی‌گیرد؟


رهبر معظم انقلاب فرمودند:

«امروز استکبار جهانی که رئیس جمهوری کنونی آمریکا، سخنگوی آن است، دنیای اسلام را صریحاً تهدید میکند و سخن از جنگ صلیبی میگوید. شبکه استکباری صهیونیسم و سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس، در همه دنیای اسلام، سرگرم فتنه انگیزی هستند... و هزارها فیلم سینمایی و بازی رایانهای و امثال آن با هدف زشت نمایاندن چهره اسلام و مسلمین، تولید و روانه بازار میشود».

چندین سال از زمان نگارش مقالاتی در مورد اینکه «آیا بازیهای رایانه ای میتوانند جایگزین بازیهای سنتی شوند یا نه»، میگذرد. حالا دیگر همه میدانند که این بازیها، تقریبا تمام اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را به خود اختصاص داده‌اند و برای اثبات این مورد، نیازی به ارائه آمار و ارقام نیست؛ کافی است در اتاق برادرتان را باز کنید؛ تازه اگر خودتان یک بازیباز حرفهای نباشید!

وقتی میگوییم همه میدانند که این بازیها نقش مهمی در زندگی جوانان و نوجوانان دارد، یعنی اینکه سیاستمداران هم این نکته را میدانند. آنها شاید از سالها قبل این را میدانستند؛ از آن سالهایی که موضوعات بازیهای اکشن رایانهای، جنگ سرد بین آمریکا و شوروی بود. بعد از چند سال و به بازار آمدن کنسولهای play station و xbox و واقع گرایی بیشتر بازیها، موضوعات سیاسی بیشتری به بازیهای رایانه ای کشانده شدند. جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام، گزینه های مورد علاقه کمپانیهای بزرگ بازی سازی ای بودند که مستقیم یا غیرمستقیم، تحت تأثیر سیاست و سیاستمردان بودند. بعدها کشورهایی چون چین و روسیه هم به کشورهای مورد علاقه این کمپانیها اضافه شدند؛ اما این روند، تا کی می توانست ادامه داشته باشد؟

پرداختن به موضوعات تکراری، آنقدر صورت گرفت که دیگر علاوه بر بازیبازها، کمپانیها هم به دنبال سوژهای جدید بودند و 11 سپتامبر بهانه خوبی برای ایجاد این سوژه جدید بود؛ اسلام.

همسو با سیاستمداران و رسانه های گروهی، بازیهای رایانهای هم سوژه اصلی خود را اسلام قرار دادند و مسلمانان را در بازیهایشان آنگونه که دوست داشتند، به تصویر کشیدند که «ندای وظیفه 4» (call of duty 4: modern warfare)، یکی از جدیدترین این بازیهاست.

Call of duty 4، سری چهارم از بازی موفق «ندای وظیفه» است که برای کنسولهای play station 3 و xbox 360 و همچنین pc عرضه شده است. سریهای قبلی این بازی، در مورد جنگ جهانی دوم و مبارزه با نازیها بود؛ اما تغییر سلیقه مخاطبان، شرکت infinity ward را بر آن داشت تا به سراغ سوژهای جدید برود؛ جنگ عراق، مسلمانان و حملههای هسته ای.

Infinity ward شرکتی نوپاست که تنها 4 عنوان بازی ارائه کرده است و اتفاقاً تمامی این عناوین، بازیهایی زیبا و پرفروش بوده اند. فروش خوب این محصولات، علاوه بر دارا بودن گرافیک فوق العاده بالا، متأثر از یک توزیع کننده خوب بازی به نام Activision است. «اکتیویژن» به قولی اولین شرکت بازی سازی در دنیاست که سالانه میلیاردها دلار از این طریق، سود میبرد.

ندای وظیفه 4، پیش از عرضه در بازارهای جهانی، تبلیغات زیادی را در سایتهای تخصصی بازی، به راه انداخته بود. پیش نمایش این بازی در نمایشگاه E3 2007 تحسین همگان را به دنبال داشت. گرافیک بسیار بالای بازی، توجه تمامی بازی بازها را به خود معطوف کرد و از آن به بعد بود که فیلمهای تبلیغاتی این بازی، تمامی سایتهای تخصصی بازی را پر کرده بود و اکثر این سایتها پیش بینی میکردند که این نسخه از بازی، عنوان بهترین بازی سال را از آن خود خواهد کرد.

 

«ندای وظیفه 4» چیست؟

داستان این بازی، در سایت رسمی بازی، چنین آمده است:

«یک ناسیونالیست روسی به نام «عمران زاخایف» تصمیم دارد تا سرزمینش را به حالت زمان اتحاد جماهیر شوروی بازگرداند. «زاخایف» میداند که ایالات متحده، به او اجازه چنین کاری را نخواهد داد. بنابراین، او طرح کودتایی در خاورمیانه را با همکاری متحدش «الاسد» میریزد تا توجه آمریکا را از روسیه به جای دیگر منحرف کند. نیروهای این دو، نام مستعار «چهارسوار» را برای خود می گزینند؛ اما نیروهای آمریکایی و انگلیسی، تحرکات «زاخایف» را تحت نظر دارند و از منظور اصلی او مطلع میشوند. در حین جنگ، سلاح اتمی به سرقت رفته از روسیه، بر علیه نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه، به کار میرود. این داستان، از زبان یک فرمانده جنگ انگلیسی نقل میشود. در این بازی، فلاش بکی به 15 سال قبل در چرنوبیل هم زده میشود... .

از طرح کودتا، متوجه میشویم که طراحان بازی، قصد دارند چندین هدف را با یک تیر نشانه بگیرند؛ شوروی کمونیستی، اعراب خاورمیانه و سلاحهای اتمی ربوده شده از روسیه. مشاهده بازی، نشان میدهد که طراحان بازی به این چند هدف اکتفا نکرده، اهداف بیشتری را در نظر گرفته اند.

منطقه عملیاتی مرحله اول بازی، مکانی در عربستان است که با بزرگ نمایی نقشه منطقه، وارد بازی میشویم. این مرحله از جایی آغاز میشود که ما در عملیاتی به اسارت نیروهای عرب درمی آییم و آنها هم با نهایت خشونت و پس از ضرب و شتم بسیار، ما را در صندلی عقب ماشینی جای میدهند. نکته مهمی که در ماشین جلب توجه میکند، فشنگی است که از آیینه ماشین آویزان است و به این سمت و آن سمت میرود. محیط منطقه، کاملاً اسلامی است و دیوارهای گلی و نوشته های عربی روی آن، کاملا از یک منطقه عربی حکایت میکند. در حین عبور از خیابان، اعرابی را میبینیم که با همدیگر درگیر شده، در خیابانها به کشتار همدیگر مشغولند. در تمامی این مدت، صدای سخنرانی «الاسد» از مسجدی که لحظه به لحظه به آن نزدیکتر میشویم، به گوش میرسد. «الاسد» پرشور و با حرارت به زبان عربی سخنرانی میکند و مردم نیز با شور و شوق زیادی، شادمانی میکنند. این صداها برای من که صدای اغلب سران اعراب را شنیدهام، یادآور سخنرانیهای غرّای «سید حسن نصرالله»، پس از پیروزی بر رژیم صهیونیستی، در جمع مردم لبنان بود و مشخص است که یک جوان آمریکایی که غیر از سخنان نصرالله، چیز دیگری از اعراب نشنیده است، به یاد چه چیزی میافتد. پس از رسیدن به مسجد، دوباره سربازان مسلمان، ما را با خشونت از ماشین پیاده کرده، نزد «زاخایف» میبرند. «زاخایف» که در پشت محل سخنرانی است، با ما صحبتی میکند و سرانجام، «الاسد» پس از سخنرانی، نزد ما آمده، خودش با اسلحه، ما را میکشد.

دقت به عناصر بسیار زیاد در همان ابتدای بازی و مسائل بالا، به ما میفهماند که با یک بازی ساده مواجه نیستیم. این بازی، عملاً اسلام را نشانه گرفته است و با نمایش عناصر اسلامی، به صورت نمادهایی شرور و خشونت‌آفرین، تنفر از این دین را هدف خود قرار داده است و این جسارت را تا آنجا روا داشته که در نمایشهای قبل از ارائه بازی، آیات قرآن کریم بر روی دیوارهای مقر تروریستها، مشاهده میشود؛ البته این جسارت بزرگ، احتمالا با مصلحت اندیشی های شرکت، به مرحله عمل نرسید. در مراحل نخست بازی، متوجه میشویم که طراحان بازی، به عربستان و خطر مسلمانان نیز کفایت نکرده، دامنه بازی را به کشورهای آذربایجان، ازبکستان و پاکستان نیز میکشند؛ اما از همه جالبتر، کشیدن دامنه این جنگ به ایران است. این مرحله، در شهری نزدیک مرز ایران و عراق رخ میدهد و نیروهای آمریکا و انگلیس، برای عملیاتی به این منطقه میآیند که اسیر حربه ایرانیان میشوند و آن چیزی نیست جز بمب هستهای.

صحنه انفجار بمب هسته ای و استفاده از آن برای غلبه بر آمریکا و انگلیس، نکته ای بود که در تمام تبلیغات این بازی به تصویر کشیده شده بود و تمام بازی بازها در انتظار رسیدن به این مرحله بودند. گرچه شاید برخی مصلحت اندیشیها باعث شد که در این بازی، به جای نام ایران در منطقه عملیاتی، نام خاورمیانه بیاید؛ اما نشان دادنهای مکرر نقشه و علامتهای خطر بمب هستهای، جای هیچ شکی را برای هیچ بازی بازی باقی نمیگذارد که این جهنم، ایران است!

ساخت چنین بازیهایی، اصلا عجیب نیست؛ چون آنان دشمن هستند و از تمام نیروی خود برای جنگ با ما استفاده میکنند؛ اما نکات عجیب اینهاست:

1. چندین شرکت توزیع بازیهای رایانهای در کشور، همزمان با ارائه بازی در بازارهای اروپا و آمریکا، نسخه قفل شکسته بازی را با قیمتی اندک عرضه کردند. آیا آنان از مطالب بالا بیخبر بودند؟ البته وقتی پای سود اقتصادی به میان می آید، این مورد، چندان عجیب نیست!

2. در کلوپها و بلاگهای ایرانی، در مورد این بازی، هیچ نوشتهای درباره موارد ضد اسلامی و ایرانی این بازی وجود ندارد؛ یعنی از بین این همه بازیباز که این بازی را انجام داده اند، هیچ کدام به رگ غیرتشان برنخورده است؟ البته یادم رفته بگویم که این روزها، دفاع از دین و ملیت، نوعی تحجر است؛ بازی است دیگر؛ زیاد سخت نگیریم!

نکته مهم دیگر اینکه در بسیاری از وبلاگهای خارجی، در مورد این بازی بحث شده که آیا این بازی ضداسلامی است یا خیر و بسیاری از افراد غیرمسلمان، در دفاع از اسلام و مسلمانان، نوشته هایی دارند؛ این هم جهت برخوردن به رگ غیرتمان!

3. الحمدلله هیچ نظارتی بر ارائه بازیهای رایانه ای در ایران صورت نمیگیرد و اگر هم صورت بگیرد، داد و فریاد همه بلند است که دیگر چرا بازیها را سانسور میکنید. کشورهای بسیاری از ارائه عنوانهای خاصی از بازیها، در کشورشان جلوگیری کرده اند؛ به عنوان مثال، پخش بازی «مانیا»، در ایتالیا ممنوع شد؛ اما در کشور ما، انواع بازیهای خشن و مستهجن، به راحتی ارائه میشوند.

 

سخن آخر

از خودمان خوشم می آید؛ پوستمان خوب کلفت شده است. اصلا انگار اگر خدای نکرده روزی بیاید که به اسلام و مسلمانان و ایرانیان فحش ندهند، خوابمان نمیبرد. پس خیالمان راحت که اینقدر از این بازیها ارائه شده یا در نوبت پخش هستند که میتوانیم راحت بخوابیم؛ شب به خیر!

 

 

http://www.porseman.net/defaulte.aspx?namayesh=1925