مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

بازی Fallout 3
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٢/٤  

بازی  Fallout 3

  

سرانجام بعد از 10 سال این بازی توسط Bethesda Softworks عرضه شد. یک بازی RPG کامل با تمی علمی – تخیلی ، محیطی بسیار بزرگ ، جذاب و دیدنی. این شرکت قبل از این ، بازی موفق Oblivion را در کارنامه خود داشت. اگر Oblivion را بازی کرده باشید هنگام بازی کردن Fallout 3 احساس میکنید قبلا آن را تجربه کرده اید.

داستان بازی مربوط به سال 2277 میشود ، یعنی 200 سال بعد از زمانی که انسان با دستهای خود جنگ هسته ای را راه انداخت و زمین یعنی محل زندگی خود را نابود کرد. همه جانوران مرده اند و همه چیز در این پهنه ی وسیع نابود شده است. تنها معدود انسانهایی از این جنگ جان سالم به در برده اند که قبل از آغاز جنگ به پناهگاه هایی با نام Vault که برای این منظور(در امان ماندن از جنگ!) ساخته شده بود ، رفته بودند.

 


موجوداتی که بر روی زمین بودند تبدیل به موجوداتی جدید با ساختار ژنتیکی جدید و ظاهری جدید شده اند. این پناهگاه ها تمام نیاز های افرادی که در آن زندگی میکنند را تامین میکند ، به طوری که بعد از 200 سال همچنان در حال انجام این کار است. خط داستانی بازی از لحظه ی تولد شما شروع میشود. شروعی که به نظر من بهترین شروع برای یک بازی RPG است. وقتی از رحم مادر خود بیرون میایید باید دکمه ی A را بزنید تا صدای گریه ی شما خیال همه را راحت کند و به آنها شادی ببخشد. بعد از آن در حالی که پرستار در حال ثبت مشخصات شما است باید جنسیت خود ، نام خود و در نهایت چهره ای که در دوران بلوغ خواهید داشت را طراحی کنید.

 

چهره ای که شما انتخاب میکنید تاثیر مستقیم در چهره ی پدر شما که در اتاق عمل با ماسک حاضر است میگذارد. پدری که از بدنیا آمدن شما بسیار خوشحال است ، اما این خوشحالی زیاد دوام نمی آورد ، بعد از چند لحظه دنیا پیش چشمانش تار میگردد و او همسر خود را از دست میدهد. بله ، شما در لحظه ی تولد مادر خود را از دست میدهید و این پدر است که شما را باید بزرگ کند و آموزش بدهد. در سکانس بعدی شما یک نوزاد هستید که باید با اسباب بازیهایتان بازی کنید و از این طرف اتاق به آن طرف اتاق بروید. در سکانس بعدی شما خود را در وسط جشن تولد خود میبینید ، جایی که شما یک هدیده ی با ارزش دریافت میکنید و آن هم Pip-Boy 3000(یک وسیله الکترونیکی دستی) است. در سکانس آخر یعنی سکانسی که بازی به صورت رسمی(!) شروع میشود ، شما متوجه میشوید که پدر شما بنا بع دلایل نا معلوم Vault 101 را ترک کرده. شما این خبر را از دختر دوست پدرتان بدست می آورید و در صدد یافتن پدر از Vault 101 خارج میشوید.

 

وقتی پناهگاه را ترک میکنید و وارد دنیای واقعی میشوید به لطف موتور گرافیکی Game Bryo که در ساخت Oblivion نیز از آن استفاده شده بود میتوانید عمق فاجعه را درک کنید و ببینید انسان چه بلایی بر سر خود آورده! جزئیات بالا ، عمق مشاهده ی بسیار بالا ، چرخه ی شب و روز ، نبود افت فریم ، همه و همه دست به دست هم داده اند که شما یک گرافیک عالی در سبک Open World RPG  را شاهد باشید. محیط بازی بسیار بزرگ است و با توجه به وسعت نقشه ، سرعت Load در بازی خوب است. رنگ بندی بازی با توجه به جو بازی بسیار هماهنگ است. این رنگ بندی ، یک محیط بی روح و مرده را به نمایش میگذارد.

 

 

بازی از دید اول شخص(با قابلیت سویچ بر سوم شخص) دنبال میشود. البته این دید اول شخص در حد FPS های تراز اول نیست و در خیلی از مواقع بسیار پر ایراد ظاهر میشود چون این بازی نفساً یک RPG است. یک Modern RPG که تمام المان هایی که یک RPG لازم دارد را یکجا دارد. در بیشتر اوقات دید اول شخص بهترین انتخاب است ولی همین دید اول شخص هنگام مبارزه کمی مشکل ساز میشود ، مخصوصا اگر به هدف خیلی نزدیک باشید. در سیستم هدف گیری شما میتوانید از دو حالت برای مبارزه با سلاح گرم استفاده کنید. راه اول شلیک همانند بازیهای FPS است که معمولا به عنوان راه دوم از آن استفاده میشود. راه دوم استفاده از مکانیزم V.A.T.S است. طرز کار این مکانیزم بدینگونه است که با زدن دکمه LB نزدیکترین هدف به پوینتر انتخاب میشود و زمان متوقف میشود و شما هدف مورد نظر را میبینید که در کنار اعضای مختلف بدنش یک سری کمیت درصدی نوشته شده است ، این کمیت ها نشان دهنده ی شانس گلوله ی شما در برخورد با هدف میباشند. هر بار از سیستم V.A.T.S استفاده میکنید مقداری از یک پارامتر(در قسمت پایین – چپ صفحه وجود دارد) که AP نام دارد کم میشود. بسته به اینکه شما به چه نقطه از بدن شلیک میکنید از این پارامتر کم میشود ، البته اگر برای چند ثانیه از آن استفاده نکنید ، خود مجددا شارژ میشود.

 

سیستم ارتقای تواناییها بدین صورت است که بعد از هر بار Level Up شدن مقداری Perk و Point بدست می آورید. Perk مربوط به قابلیت های تخصصی شما در انجام هر کاری میشود. مثلا استفاده از اسلحه ی سنگین یا توانایی در سخن گفتن و امثال اینها. یعنی شما با گرفتن هر Perk میتوانید تاثیرات مثبتی بر روی این قابلیت ها بگذارید. Point مربوط به توانایی های عمومی شما یعنی S.P.E.C.I.A.L و Skills  شما میشود که با استفاده از آن میتوانید توانایی های خود را افزایش دهید. تمام این قابلیت ها در Pip-Boy 3000 قابل دسترس و مشاهده است. Pip-Boy 3000 توانایی های دیگری هم دارد. مانند نمایش تجهیزات ، مقدار سلامتی ، اسلحه ها ، نقشه ، گوش دادن به رادیو ، نمایش ماموریت و... . هنگام گوش دادن به رادیو خیلی چیزهای جدید در مورد داستان و حتی گیم پلی بازی دستگیرتان میشود ،‌ که بسیار بدرد بخور و کارا هستند! البته رادیو موزیک نیز پخش میکند. زحمت گویندگی در رادیو هم به دوش یک نفر است(یعنی در تمام موج های مختلف فقط یک نفر صحبت میکند). البته در هر موج با توجه به جایگاه ایستگاه ، چیز خاصی بیان میکند. در کل دیالوگها خوب هستند ، هرچند گویندگان مجبور بودند در نقش چندین نفر ایفای نقش کنند. در بازی حجم دیالوگ ها بسیار بالا است و شما وقتی با هر یک از کاراکترهای بازی صحبت میکنید ، حرفهای زیادی برای گفتن دارید! طریقه ادای این دیالوگ ها هم بدینگونه است که شما صحبت را با کاراکتر مقابل شروع میکنید و از بین دیالوگ های موجود باید گزینه ی مناسب را انتخاب کنید. حتی در بعضی مواقع نیاز دارید که دروغ نیز بگویید که در این مواقع قدرت بیان شما بسیار به شما کمک میکند.

 

صدای اسلحه ها هم در بازی نسبتا خوب است ، هر چند در حد برترینهای سبک FPS نیست ولی با آنها زیاد هم اختلاف ندارد . تنوع اسلحه در بازی در سطح بسیار بالایی قرار دارد و هر چه در بازی پیشرفت میکنید بر تعداد آنها افزوده میشود. انواع اسلحه های سنگین و سبک ، اسلحه های سرد و گرم ، اسلحه های متعارف و غیر متعارف(!) ، انواع لباسها و زره ها که با استفاده از آن ها میتوانید ظاهر شخصیت خود را تغییر دهید.

 

در پایان باید گفت Fallout 3 یک اثر بزرگ از سازندگان Oblivion است که تقریبا هیچ قسمت از بازی کاستی ندارد و به بهترین شکل ممکن طراحی و ساخته شده. به شخصه این بازی را به تمام RPG بازها توصیه میکنم.

 

نوشته شده توسط منصور کلاگر :

منبع : سایت گیمرزلند ، http://www.gamersland.ir/article-133.html