مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

داروینیسم دیجیتالی!
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۸  

Spore داروینیسم دیجیتالی - تحلیل بازی

 

Spore داروینیسم دیجیتالی - تحلیل بازی 

 داروینیسم دیجیتالی!


مقدمه
در ژوئیه سال۱۸۵۸، چارلز داروین نظریه جنجال برانگیز خود در مورد اصل انواع (on the origin of species by means of natural selection) را ارایه داد و زمینه ساز بروز بحث های زیادی در دنیا شد.



از نظر داروین همه موجودات، یک نیای مشترک (سلولی که از مواد بی جان به وجود آمده است) دارند و این موجودات به دلیل شرایط مختلف درطول زمانی دراز تغییر یافته اند. او معتقد بود که منشاء پیدایش همه موجودات به یک نوع خاص و یک موجود زنده واحد باز می گردد. داروین بر این باور بود که موجودات زنده مختلف با تکامل گونه های قبل به وجود آمده اند. این نظریه که ریشه در باور های قرون وسطی ای داشت (آن ها ابتدا و منشاء خلقت را از موجودات غیر زنده می پنداشتند) هیچ توضیحی درمورد منشاء پیدایش حیات ارایه نمی کرد. مثلا در آن زمان نظریه ای وجد داشت که طبق آن پیدایش قورباغه ها را از گل و لای و پیدایش حشرات را نیز از باقی مانده غذا ها می دانستند. این نظریه در آن زمان بسیار رواج داشت و آزمایشات زیادی برای اثبات آن انجام می شد. مثلا آن ها مقدار زیادی دانه گندم را روی پارچه های کهنه می گذاشتند و انتظار داشتند که از این دانه ها موش به وجود آید. در آن زمان وجود کرم ها روی گوشت های فاسد را دلیلی محکم برای به وجود آمدن موجودات زنده از مواد غیر زنده می دانستند. اما بعدها مشخص شد که این کرم ها مستقیما از این مواد به وجود نمی آیند، بلکه آن ها از تخم های بسیار کوچک که با چشم غیر مسلح دیده نمی شوند به وجود می آیند. مگس ها آن گوشت را سوراخ کرده و در آن ها تخم می گذاشتند، اما در دورانی که داروین نظریه خود را مطرح ساخت به وجود آمدن موجودات از مواد غیر زنده نظریه ای بسیار رایج بود.  
سال ها بعد، پس از آنکه مشخص شد مکانیزم انتخاب طبیعی که داروین به آن استناد می کرد هیچگونه نقشی در تکامل موجودات ندارد، طرفداران داروینیسم تغییری ریشه ای در این نظریه به وجود آوردند. آنان به مکانیزم انتخاب طبیعی، مکانیزم دیگری به نام جهش ژنتیکی را افزودند. جهش ژنتیکی عبارت است از تغییرات به وجود آمده در مولکول دی ان ای، در نتیجه تاثیرپذیری از یک عامل خارجی مانند اشعه ها یا مواد شیمیایی.
این افراد بر این باورند که تنوع و تمایز موجودات با یکدیگر از طریق همین جهش ها به وجود آمده است. این درحالی است که جهش ها عموما موجب تخریب اطلاعات موجود در دی ان ای می شوند، یعنی به طور کلی باعث آسیب رساندن به موجودات زنده شده و برای اثبات صحت آن تا کنون هیچگونه جهش سودمند و یا مثبت در طبیعت و آزمایشگاه ثبت نشده است. به عبارت دیگر غیرممکن است که یک موجود زنده از طریق جهش دارای عضو جدیدی شود. بنابر این جهش ها به عنوان مثال نمی توانند باعث به وجد آمدن بال در یک خزنده شوند و یا به موجود زنده ای که چشم ندارد چشم ببخشند.

 

طرفداران داروینیسم برای اینکه انواع مختلفی از جانوران را از جهش های ژنی سودمند به وجد آورند، موجودات مختلفی را در یک پروسه زمانی 10 ساله در معرض تاثیرگذاران مختلف، مانند تابش اشعه فراوان قرار دادند، اما نتیجه این آزمایشات چیزی به جز به وجد آمدن موجوداتی عقیم، بدون تعادل و کاملا ناقص نبود. جهش ها باعث تخریب ساختار شگفت انگیز مولکول های دی ان ای موجدات زنده می شوند و آن موجود را تبدل به یک موجود ناقص و کاملا زشت می کنند. حقیقت روشن این است که حیات مسئله بسیار پیچده ای است و در ورای این موجودات طراحی و برنامه ریزی بی نهایت پیچیده ای وجود دارد و به گونه ای است که پیدایش اتفاقی آن بسیار غیر ممکن است.
چنین دیدگاهی خیلی زود به چالشی بزرگ میان خلقت گرایان مذهبی و معتقدان به اصل انواع تبدیل شد و میدان کارزاری برای هر دو جناح به وجود آورد.
در همین راستا نظریه داروین در مباحث استراتژیک غرب علیه کشورهای مذهبی و خلقت گرا کاربردهای ویژه ای پیدا کرد. بر اساس این نظریه، در بحث های استراتژیک، داروینیسم به تبیین این موضوع می پردازد که جهش های بعدی به چه صورت بروز خواهند کرد؟
درواقع علم ژنتیک با تاثیر از این نظریه و با هدف رمزگشایی کدهای ژنتیکی انسان و سایر موجودات، به منظور کشف راز جهش اولیه و پیش بینی جهش های آینده به وجود آمد.

وجود چنین دیدگاهی به عنوان دیدگاه غالب در غرب، موجب شد تا تعلیم نسل آینده برای درک و قبول آن (و پیشگیری از مخالفت های احتمالی) در دستور کار قرار گیرد و مدیوم های مختلف در خدمت تبلیغ و تبیین این دیدگاه به کار گرفته شوند. بدین ترتیب فیلم های سینمایی، سریال های تلویزیونی، انیمیشن ها و از همه فراگیرتر و عمیق تر، بازی های رایانه ای برای تبلیغ و تبیین این نظریه به کار گرفته شدند.

 


هاگ های شوم 
بازی spore ( سال 2008 )، یکی از شاخص ترین بازی هایی است که در این راستا ساخته شده است. نکات موجود در این بازی به مراتب عمیق تر و پیچیده تر از نکاتی است که می توان در فیلم ها و سریال های داروینیستی مشاهده کرد.
Spore در لغت به معنی هاگ است. هاگ در زیست‌شناسی به ساختاری تولید مثلی گفته می شود که برای پراکندن نسل آن موجود و بقا در شرایط سخت برای مدت‌های مدید سازگار شده است. هاگ در چرخه زندگی بسیاری از گیاهان، جلبک‌ها، قارچ‌ها، و برخی تک‌یاختگان وجود دارد.
بازی Spore به پنج مرحله کلی تقسیم می شود، که هر یک از آن ها در جای خود قابل تامل و بررسی هستند. این پنج مرحله عبارتند از:
مرحله اول: مرحله سلولی (Cell Stage)
مرحله دوم: مرحله شکل گیری مخلوق (Creature Stage)
مرحله سوم: مرحله تشکیل قبیله ای (Tribal Stage)
مرحله چهارم: مرحله تشکیل تمدن (Civilization Stage)
مرحله پنجم: مرحله سفر به فضا (Space Stage)
بازی از آنجا آغاز می شود که بازیکن در نقش یک موجود تک سلولی (گیاه خوار و یا گوشتخوار) ظاهر می شود. او باید در ابتدا با تغذیه از سایر موجودات، جسم خود را بسط داده و در عین حال، مراقب حملات مهاجمان هم باشد. در ادامه، این موجود تک سلولی به موجودی کامل تر تبدیل می شود و پس از به دست آوردن اندام تکمیل تر، از آب خارج شده و وارد خشکی می شود.
درون خشکی این موجود اقدام به تولید مثل می کند و در فرایند تکثیر، به بسط جسم و تقویت ذهن خود می پردازد. [رشد مغزی و گسترش توان ذهنی، یکی از مهم ترین مسائلی است که در اکثر فیلم ها و سریال های داروینیستی هم به آن پرداخته می شود و می توان نمونه های زیادی از آن را مشاهده کرد.]
در ادامه بازی، موجود تحت کنترل بازیکن می تواند پس از پشت سر گذاشتن فرایند تکامل (بسط جسمی و تقویت ذهنی) به تشکیل یک دهکده (قبیله) اقدام نماید و در ادامه روند پیشرفت رو به جلوی خود، تا ایجاد حکومت و تسلط بر کره زمین و سفر به کرات، منظومه ها و حتی کهکشان ها پیشروی کند. البته ذکر این مطلب ضروری است که موجود تحت کنترل بازیکن باید در فرایند تکامل به شکلی هوشمندانه و با توجه به نیازهای آن برای حفظ بقا، توسط بازیکن تکامل پیدا کند، در غیر این صورت این موجود محکوم به فنا خواهد بود (فرایند تکامل انتخابی و هوشمندانه و اصل تنازع بقا که در نظریه داروین به آن ها توجه خاصی شده است در این بازی به عنوان یک اصل کلیدی و حیاتی دیده می شوند.)
پارادایمی که این بازی را در بر می گیرد به طور مشخص تکیه بر همپوشانی بین علم و خلقت ( Science &  Creativity ) دارد. یعنی اگر بتوان این دو مقوله را با یکدیگر منطبق کرد، همپوشانی ای که ما بین این دو به وجود می آید Spore را رقم می زند.

 

 درواقع مرحله و محلی را که Spore در آن شکل می گیرد مرحله خلق از صفر می نامند. پس اگر کسی بتواند دو مقوله Science &  Creativityرا با یکدیگر ترکیب کند، می تواند به خلق از صفر دست بزند. حال متوجه شدید که بازی Spore چه پیامی در خود دارد و درصدد نهادینه کردن چه دیدگاهی است؟

 

 


رقابت با خدا!

اما نکته جالب تر زمانی آشکار می شود که بدانید طبق اظهار نظر سازنده بازی (ویل رایت)، بر اساس تجربه او از خلق شخصیت های متنوع در بازی Sims (دیگر بازی ساخت این شرکت)، اینطور برآورد می شد که جانوران طراحی شده در این بازی به 100000 گونه مختلف برسد.

درواقع برآورد های اولیه اینطور بود که در ابتدا از طرف کاربران 100000 موجود مختلف در این بازی خلق می شود و طی یک سال، تعداد موجودات طراحی شده در این بازی به 1000000 گونه برسد. اما در کمال ناباوری همه پیش بینی ها غلط از کار درآمد و در زمان 22 ساعت (کمتر از 24 ساعت) حدود 100000 گونه مختلف توسط کاربران خلق شد و طی یک هفته این آمار به 1000000 گونه مختلف رسید!! و این تعداد تا زمان برگزاری نمایشگاه E3 2008 به عدد 1756869 گونه افزایش یافت.

 

طبق نموداری که در سایت Sporpedia طراحی شده بود، فقط 18 روز زمان صرف شد تا تعداد گونه های ساخته شده در این بازی به تعداد گونه های موجود در روی زمین (1700000) برسد!!! یعنی میزان خلقتی که خداوند طی هفت روز (در اسلام 6 روز)  به وجود آورده بود، بشر موفق شد در مدت کمتر از 18 روز بیش از آن را در فضای سایبر به وجود آورد.

در این قیاس این دو مقدار بدین صورت بررسی می شود که امروز، انسان 38% خدا است.[ با توجه به این که خداوند جهان را در هفت روز آفرید و بشر در فضای سایبر موفق شد تا تعداد موجودات خلق شده توسط خداوند را در 18 روز خلق کند، از تقسیم این دو عدد بر هم (7 تقسیم بر 18)، درصد ظرفیت خدا شدن انسان (38%) به دست آمد

 

 

یعنی با توجه به این ضریب خلقت، انسان در فضای سایبر 38% توانایی و ظرفیت خدا شدن را داراست که برای آن واحدی به نام G هم در نظر گرفته شده است.


درواقع این موضوع بدین معنی نیست که موجوداتی که در فضای سایبر ساخته می شوند موجودیت دارند و با موجودات خلق شده توسط خداوند قابل رقابت هستند، بلکه موضوع اصلی اعتماد به نفس کاذب و ایجاد باوری خطرناک است که در آن به بازیکن القا می شود که می تواند به همین نسبت دنیای پیرامون خود را در واقعیت هم به وجود آورد (خلق کند) و روز به روز خداتر شده و بی نیاز تر از خداوند یکتا شود. این موضوع آنقدر مورد توجه محافل علمی قرار گرفت که موسسه National Geographic را بر آن داشت تا بر اساس روند شکلگیری فرآیند خلقت موجود در این بازی، و به منظور تشریح و اثبات نظریه داروین، مستندی از بازی Spore تهیه کند. این فیلم، همراه با عرضه نسخه الحاقی این بازی وارد بازار شد و با استقبال چشمگیر کاربران بازی مواجه شد.
به ظاهر اینطور به نظر می رسد که Spore یک بازی ساده و سرگرم کننده باشد، اما زمینه تربیتی ای که این بازی ایجاد می کند، روی مبحث خلاقیت تاکید به سزایی دارد. بحثی که این روزها درباره آن زیاد شنیده می شود و کاربرد فراوان دارد.

سخن آخر
در این بازی فرد خلاقیت را رقم می زند و پس از تلفیق Science &  Creativity با یکدیگر Spore را به وجود می آورد. این زمینه تربیتی، فرایند گام به گام دور شدن از باورهای خداگرایانه و غیب گرا را در بین بشر رقم خواهد زد. از طرفی هر چه داروینیسم بیشتر و بیشتر در جامعه ای نهادینه شود، باید منتظر ظهور پدیده شیطان پرستی در آن جامعه نیز بود. زیرا رشد و بست شیطان پرستی ارتباط ویژه ای با بحث داروینیسم دارد و بسط داروینیسم به معنی فاصله گرفتن از خلقت و خلقت گرایی است. در چنین شرایطی است که خلاء وجود خداوند و باور فرضیه هایی نظیر تکامل اتفاقی، اصل تنازع بقا و اصل انواع، پیامدهایی همچون گرایش به اومانیسم و فاشیسم را رقم می زند و در ادامه جنگ های جهانی ویرانگر اجتناب ناپذیر خواهند بود.
بلایی که سال هاست گریبانگیر بشر شده است و او را هر روز یک قدم به پرتگاه سقوط نزدیک و نزدیک تر می کند. به نظر می رسد که در این شرایط تنها راه نجات بشر، بازگشت به خدا محوری و خداجویی باشد.


در صورت ذکر نام سایت و نام نویسنده استفاده از این مطلب بلامانع است

نویسنده : محمود بلالی | تاریخ ارسال : 08/10/2010 
http://www.vgpostmortem.com/article-40.html