مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

شبکه‌های اینترنتی بعد کلیدی قدرت در قرن 21
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٠/۳  

جوزف نای نظریه پرداز جنگ نرم: (2)
شبکه‌های اینترنتی بعد کلیدی قدرت در قرن 21 هستند.


بیشتر کارشناسان معتقدند که در جنگ‌های بین کشورها، حمله‌ سایبری (برعکس سلاح اتمی) بیش از آنکه یک سلاح پرقدرت باشد یک مکمل مهم جنگ متعارف است. کشورها در تدارک میدان نبرد برای آنچه که می‌تواند مناقشات آینده باشد، به سیستم‌های سایبری یکدیگر نفوذ می‌کنند.
نظریه پرداز جنگ نرم آمریکا در مقاله‌ای تأکید کرد که حوزه‌ سایبر احتمالا پراکندگی قدرت به سوی بازیگران غیردولتی را افزایش خواهد داد و این امر اهمیت شبکه‌ها به عنوان یک بعد کلیدی قدرت در قرن 21 را نشان می‌دهد.


به گزارش گرداب، "جوزف اس.‌نای‌" (Joseph S. Nye) استاد برجسته دانشگاه هاروارد در مقاله‌ای که در سایت "مرکز علوم و امور بین‌المللی بلفر - دانشکده‌ کندی هاروارد" منتشر گردیده است به شرح قدرت سایبری در جهان امروزی پرداخته است. البته این مقاله برگرفته از کتاب خود این نویسنده با عنوان "آینده‌ قدرت در قرن 21" است که به زودی (در سال 2011) در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.

این استاد دانشگاه هاروارد در ادامه مقاله خود بعد از تعریف  قدرت سایبری می‌نویسد: نوع دیگر نگاه کردن به قدرت در حوزه‌ سایبر این است که سه رو یا جنبه‌ قدرت رابطه‌ای را مد نظر قرار دهیم.

در فضای سایبر شواهدی از رفتار قدرت سخت و نرم را می‌توان در تمامی جنبه‌ها یافت. اولین روی قدرت، قابلیت یک بازیگر برای وادار کردن دیگران به انجام چیزهایی بر خلاف سلیقه یا راهبردهای اصلی خودشان است. مثال‌های مرتبط با قدرت سخت می‌توانند شامل حملات انکار سرویس، به علاوه‌ دستگیری وبلاگ نویسان مخالف یا به نوعی جلوگیری از کار آن‌ها باشد.

در زمینه‌ قدرت نرم، یک فرد یا سازمان ممکن است تلاش کند تا دیگران را متقاعد سازد که رفتارشان را تغییر دهند. هنگامیکه مقامات ژاپنی مواضعی اتخاذ می‌کردند که مغایر نگرش چینی‌ها در مورد روابط دهه‌ 1930 بین دو کشور بود، حکومت چین از اینترنت برای بسیج دانش‌آموزان به منظور تظاهرات علیه ژاپن استفاده می‌کرد. هدف ویدئوهای القاعده در اینترنت جذب افراد برای آرمان خودشان، و مثالی دیگر برای استفاده از قدرت نرم جهت تغییر افکار و سلایق اصلی مردم است.


دومین روی قدرت، تدوین یا تعیین برنامه است که در آن یک بازیگر با کنار گذاشتن راهبردهای بازیگران دیگر، گزینه‌های پیش روی آنان را حذف می‌کند. اگر این کار خلاف میل آنان باشد، آنگاه جنبه‌ای از قدرت سخت خواهد بود؛ اگر به عنوان یک کار مشروع پذیرفته شود، مثالی از قدرت نرم خواهد بود.


این نویسنده آمریکایی در ادامه مقاله خود می‌نویسد: با استناد به "طرح شبکه‌ آزاد" (Open Net Initiative)، دست‌کم 40 کشور از فیلترها و فایروال‌های به شدت محدود کننده استفاده می‌کنند تا جلوی بحث در مورد موضوعات مشکوک را بگیرند. 18 کشور درگیر سانسور سیاسی هستند که این امر در چین، ویتنام فراگیر  و در لیبی، اتیوپی و عربستان چشمگیر توصیف شده است. بیش از 30 کشور بنا به دلایل اجتماعی سایت‌های مرتبط با موضوعاتی چون سکس، قمار و مواد مخدر را فیلتر می‌کنند. خود آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی به صورت "گزینشی" این کار را انجام می‌دهند. این کار گاهی پذیرفته می‌شود و گاهی نه. اگر فیلترینگ سرّی باشد، برای شهروندان سخت است که بدانند چه چیزی را نمی‌دانند! فن‌آوری‌های فیلترینگ نسل اول در نقاط به اصطلاح بازرسی اینترنتی نصب می‌شوند و کارشان جلوگیری از دسترسی به فهرستی از پیش تعیین شده از وب‌سایت‌ها و آدرس‌ها است. آن‌ها اغلب برای کاربران شناخته‌شده هستند، اما اکنون آن‌ها را با فن‌آوری‌های هوشمندتری تکمیل کرده‌اند که پنهانکارتر و پویاتر بوده و "درست به موقع" دشمنان را هدف قرار می‌دهند.

در برخی موارد، آنچه که برای یک گروه قدرت سخت به نظر می‌رسد، برای دیگری جذاب قلمداد می‌شود. پس از شورش‌های "سین‌کیانگ" در سال 2009، چین هزاران وب‌سایت را مسدود و پیامک‌ها را سانسور کرد. این کار ارتباطات را برای ساکنان منطقه مشکل‌تر کرد، اما در عوض باعث رواج جایگزین‌های داخلی برای سایت‌هایی چون یوتیوب، فیس‌بوک و توییتر گردید که از دید "هکرهای میهن‌پرست" جالب بود. هنگامیکه صنعت موسیقی بیش از 12000 آمریکایی را به خاطر سرقت مالکیت معنوی از طریق دانلود غیرقانونی موسیقی تحت پیگرد قرار داد، کسانی که تحت پیگرد قرار گرفته بودند و همچنین خیلی‌هایی که از آن‌ها شکایت نشده بود، این تهدید را به عنوان قدرت سخت قلمداد کردند. اما هنگامیکه یک شرکت فراملی مانند اپل تصمیم می‌گیرد که اجازه‌ ندهد برنامه‌های به خصوصی روی آیفون دانلود شوند، بسیاری از خریداران حتی روحشان هم از این سر و ته زدن‌ها خبر ندارد، و تعداد کمی از آن‌ها الگوریتم‌هایی را که جستجوهای آن‌ها را هدایت می‌کنند، درک می‌کنند.

سومین روی قدرت این است که یک بازیگر به سلایق اصلی بازیگران دیگر شکل می‌دهد تا برخی از راهبردها حتی مجال مطرح شدن هم نیابند. هنگامیکه شرکت‌ها تصمیم گرفتند یک کد را به جای کد دیگر برای محصولات نرم‌افزاریشان استفاده کنند، خریداران کمی به این موضوع توجه کردند. حکومت‌ها ممکن است تبلیغاتی را برای نامشروع ساختن عقاید معینی چون مذهب فالون گونگ در چین انجام دهند و انتشار افکار آن را در اینترنت محدود ساخته و بدین‌ ترتیب شناختن آن را برای مردم چین مشکل سازند. دولت آمریکا تدابیری را علیه شرکت‌های کارت‌ اعتباری وضع کرده است تا قماربازی اینترنتی برای شهروندانش ناممکن شود. فرانسه و آلمان از صحبت در مورد ایدئولوژی نازی در اینترنت جلوگیری می‌کنند. در موارد معدود، همچون هرزه‌نگاری کودکان، یک اجماع گسترده در تمامی فرهنگ‌ها برای محدود ساختن دسترسی به برخی عقاید و تصاویر وجود دارد.

بازیگران و منابع قدرت نسبی آن‌ها
این نویسنده آمریکایی در ادامه به تجزیه و تحلیل پراکندگی قدرت در حوزه سایبر و بازیگران آن پرداخته و می‌نویسد: قدرت در حوزه‌ سایبر با وسعت تعداد بازیگران و کاهش نسبی اختلاف قدرت در بین آن‌ها نمایان می‌شود. از یک هکر نوجوان تا یک دولت بزرگ، هر کس می‌تواند در فضای سایبر خسارت به بار بیاورد. به طوریکه کاریکاتور معروف نشریه‌ New Yorker عنوان کرده بود، "در اینترنت هیچ‌کس نمی‌داند که شما یک سگ هستید" [کنایه از آدم پست و بزدل]. ویروس معروف "Love Bug" که از سوی یک هکر در فیلیپین منتشر شد، تخمین زده می‌شود که 15 میلیارد دلار خسارت وارد کرده باشد. شبکه‌های کامپیوتری ضروری برای ارتش آمریکا "روزانه صدها هزار بار" مورد حمله قرار می‌گیرند. گفته شد که گروه‌های مجرم سایبری در سال 2008 بیش از 1 تریلیون دلار اطلاعات و دارایی‌های معنوی را سرقت کرده‌اند. یک شبکه‌ جاسوسی سایبری - به نام "گاست‌نت" (GhostNet) - کشف شد که 1295 کامپیوتر را در 103 کشور آلوده کرده بود و 30 درصد این تعداد اهداف با ارزش دولتی بودند.

گروه‌های تروریستی از وب برای جذب اعضای جدید و برنامه‌ریزی عملیات‌هایشان استفاده می‌کنند. فعالان سیاسی و زیست محیطی، وب‌سایت‌های شرکت‌ها و دولت‌ها را مختل می‌کنند. آنچه که در مورد قدرت در حوزه‌ سایبر بارز است این نیست که حکومت‌ها - به طوری که در اوایل پیش‌بینی می‌شد - از این عرصه خارج هستند، بلکه منابع مختلف قدرت در دستان بازیگران مختلف، و باریک شدن شکاف بین بازیگران دولتی و غیردولتی نکته‌ بارز در این زمینه است. با این حال، کاهش نسبی اختلاف قدرت به معنای برابری نیست. دولت‌های بزرگ هنوز منابع بیشتری در اختیار دارند. در اینترنت دست بالای دست بسیار است.

به طور تقریبی، بازیگران را در فضای سایبر می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: حکومت‌ها، سازمان‌های دارای شبکه‌های ساخت‌یافته و افراد و شبکه‌هایی با ساختار ضعیف. (البته زیرگروه‌های بسیاری وجود دارند)

از آنجا که زیرساخت‌های فیزیکی اینترنت به مکان‌های جغرافیایی متصل بوده و حکومت‌ها اختیار این فضاهای جغرافیایی را در دست دارند، مکان کماکان یک منبع قدرت در حوزه‌ سایبر محسوب می‌شود. حکومت‌ها می‌توانند گام‌هایی را برای هزینه کردن در زیرساخت‌ها، آموزش کامپیوتر و حفاظت از دارایی معنوی بردارند و این کار باعث تشویق توسعه‌ استعدادها در داخل مرزهایشان خواهد شد. ارائه‌ کالاهای عمومی در یک محیط قانونی و نظارتی، می‌تواند استعدادهای رشد تجاری سایبری را برانگیزد.

جغرافیا همچنین به عنوان اهرمی برای حکومت‌ها جهت اعمال اجبار و کنترل قانونی عمل می‌کند. برای مثال، پس از شورش‌های سین‌کیانگ در سال 2009، حکومت چین توانست 19 میلیون سکنه‌ی این منطقه را که دو برابر تگزاس وسعت دارد، از ارسال پیامک، انجام تماس‌های بین‌المللی، و دسترسی اینترنتی به همه‌ سایت‌ها، به جز چند سایت حکومتی، محروم نماید. خسارت وارده به تجارت و گردشگری قابل توجه بود، اما حکومت چین بیشتر نگران ثبات سیاسی بود. در سال 2010 هنگامیکه شرکت SWIFT، که هماهنگی و ثبت انتقالات پولی بین بانک‌ها را عهده ‌دار است، سرورهای کلیدی خود را از آمریکا به اروپا منتقل کرد. معنای این کار این بود که از این به بعد برای تحویل اطلاعات به خزانه‌داری آمریکا - با هدف مبارزه با تروریسم - باید اجازه‌ اتحادیه‌ اروپا را کسب می‌کرد. هنگامیکه پارلمان اروپا با تصویب یک توافق در سطح اروپا مخالفت کرد، SWIFT اعلام کرد که هیچ مبنای قانونی برای ما وجود ندارد که اطلاعات مراکز اروپایی خود را در اختیار خزانه‌داری آمریکا بگذاریم.

منابع قدرت نسبی بازیگران در حوزه‌ سایبر
الف. حکومت‌ها
1. توسعه و حمایت از زیرساخت‌، آموزش، دارایی معنوی.
2. اجبار قانونی و مادی افراد و واسطه‌های مستقر در داخل مرزها.
3. گرفتن بازار و کنترل دسترسی؛ مثال: اتحادیه‌ اروپا، چین، آمریکا.
4. منابع برای حمله و دفاع سایبری: بوروکراسی، بودجه، سازمان‌های اطلاعاتی.
5. تامین کالاهای عمومی؛ برای مثال، مقررات لازم برای تجارت.
6. داشتن شهرت برای مشروعیت، شفقت، صلاحیت و تولید قدرت نرم.

ضعف‌های کلیدی: وابستگی بالا به سیستم‌های پیچیده‌ای که به راحتی مختل می‌شوند، ثبات سیاسی از دست دادن شهرت و حیثیت.

ب. سازمان‌ها و شبکه‌های دارای ساختار قوی
1. بودجه‌ها و منابع انسانی کلان؛ صرفه‌جویی‌های تولید انبوه.
2. انعطاف‌پذیری فراملی.
3. کنترل کد و توسعه‌ محصول.
4. آرم‌های تجاری و شهرت.

ضعف‌های کلیدی: سرقت دارایی معنوی و قانونی، اخلال در سیستم، از دست دادن شهرت.

ج. افراد و شبکه‌هایی با ساختار ضعیف
1. هزینه‌ پایین سرمایه‌گذاری برای ورود.
2. گمنامی و راحتی خروج.
3. آسیب‌پذیری نامتقارن در مقایسه با حکومت‌ها و سازمان‌ها.

ضعف‌های کلیدی: اجبار قانونی و غیرقانونی از سوی حکومت‌ها و سازمان‌ها در صورت گیر افتادن.

اگر بازار گسترده باشد، حکومت می‌تواند قدرت خود را در خارج از مرزهای خود نیز اعمال کند. استانداردهای سفت و سخت اروپا درمورد حریم خصوصی تاثیر جهانی داشته‌اند. هنگامیکه شرکت‌هایی مثل "یاهو" یا "داو جونز‌" (Dow Jones) به خاطر فعالیت اینترنتی در فرانسه یا استرالیا با دعاوی حقوقی مواجه شدند، به جای خروج از این بازارها تصمیم به متابعت گرفتند. مسلما برای حکومت‌هایی که بر بازارهای وسیع کنترل دارند، این امر یک منبع قدرت است، اما نه الزاما برای همه‌ حکومت‌ها.

حکومت‌ها همچنین ظرفیت انجام حملات سایبری تهاجمی را دارند. به عنوان مثال، ناوگان دهم و نیروی هوایی بیست‌وچهارم آمریکا هیچ کشتی یا هواپیمایی ندارند. فضای سایبر میدان نبرد آنهاست. متاسفانه گزارشات خبری در مورد "میلیون‌ها حملظ"، از واژه‌ "حمله" برای اشاره به هر چیزی - از اسکن پورت‌های کامپیوتر تا هک کردن و تغییر صفحه‌ وب‌سایت‌ها تا عملیات‌های تمام عیار با هدف ایجاد خرابی‌های فیزیکی - استفاده می‌کنند. باید حملات ساده‌ای را که به وسیله‌ نرم‌افزارهای ارزان ‌قیمت قابل دانلود از اینترنت انجام می‌شوند، از حملات پیشرفته‌ای که نقاط ضعف جدیدی را روی سیستم‌ها آشکار می‌کنند متمایز کرد.

انتشار ویروس‌های جدید و "حملات روز صفر" (حملاتی که برای بار اول استفاده می‌شوند) در زمره‌ حملات پیشرفته محسوب می‌شوند. این حملات به مهارتی بیش از هک کردن ساده نیاز دارند. کارشناسان همچنین "بهره‌برداری سایبری با هدف جاسوسی" را از "حملات سایبری با اهداف تخریبی" جدا می‌سازند. حکومت‌ها فعالیت‌هایی از هر دو نوع را انجام می‌دهند. در مورد جاسوسی سایبری موارد معدودی علنا تایید شده‌اند، اما بیشتر گزارشات، نفوذ به سیستم‌ها را امری فراگیر توصیف می‌کنند که تنها به حکومت‌ها محدود نمی‌شود.

در مورد حملات سایبری مرتبط با جنگ (در مورد عراق یا گرجستان) و تخریب تجهیزات الکترونیکی از طریق اقدامات پنهان گزارشاتی وجود دارند. گفته می‌شود که اسرائیل پیش از بمباران رآکتور هسته‌ای سری سوریه در سپتامبر 2007، از ابزار سایبری برای شکست پدافند هوایی سوریه استفاده کرده بود. بیشتر کارشناسان معتقدند که در جنگ‌های بین کشورها، حمله‌ سایبری (برعکس سلاح اتمی) بیش از آنکه یک سلاح پرقدرت باشد یک مکمل مهم جنگ متعارف است. کشورها در تدارک میدان نبرد برای آنچه که می‌تواند مناقشات آینده باشد، به سیستم‌های سایبری یکدیگر نفوذ می‌کنند. نظریه‌پردازان نظامی چین و آمریکا، هر دو در مورد چنین گام‌هایی صحبت کرده‌اند، اما در مورد دکترین‌های تهاجم سایبری علنا چیز زیادی عنوان نشده است. یک گزارش شورای ملی پژوهش در سال 2009 اینگونه نتیجه‌گیری کرد که "سیاست و چهارچوب قانونی امروز برای هدایت و کنترل استفاده‌ دولت آمریکا از حمله‌ سایبری ناقص و به شدت متزلزل است.

اگرچه موفقیت چنین حملاتی به آسیب‌پذیری هدف بستگی دارد، اما احتمالا بیشتر دولت‌های بزرگ در چنین فعالیتی درگیر هستند، و به همین خاطر اقدام یا افشای پیش ‌از موعد باعث پایین آمدن ارزش آن‌ها خواهد شد. حملات "روز صفر" بدون هشدار قبلی احتمالا موثرترین حملات هستند، اما حتی تاثیر آن‌ها نیز ممکن است به تدابیری که هدف برای ایجاد "انعطاف" اتخاذ کرده است - و برخی از آن‌ها ممکن است برای مهاجم ناشناخته باشند - بستگی داشته باشد.

حملات سایبری از نوع انکار سرویس یا اخلال در سیستم‌ها نیز از سوی بازیگران غیردولتی با اهداف ایدئولوژیکی یا مجرمانه صورت می‌گیرند، اما چنین گروه‌هایی از ظرفیت‌های مشابه دولت‌های بزرگ برخوردار نیستند. در کل، انجام حملات کم هزینه‌ای چون انکار سرویس علیه اهداف کم ارزشی مانند سا‌یت‌ها آسان است. اجاره کردن بات‌نت‌ها ساده است، و وب‌سایت‌ها اغلب در مورد چنین اقداماتی آسیب‌پذیر هستند. اما حملات پیچیده علیه اهداف با ارزشی مانند سیستم‌های ارتباطات دفاعی نیازمند حملات پرهزینه‌ای است که تلاش سازمان‌های اطلاعاتی بزرگ برای نفوذ فیزیکی و یا شکستن کدهای رمز شده را شامل می‌شود. یک هکر نوجوان و یک دولت بزرگ، هر دو می‌توانند آسیب‌های قابل‌توجهی در اینترنت وارد کنند، اما این امر دلیل نمی‌شود که آن‌ها در حوزه‌ سایبر از قدرت یکسانی برخوردار باشند. پراکندگی قدرت به معنای برابری قدرت نیست. برخی کارشناسان دولتی معتقدند که بهبود فن‌آوری‌ها در زمینه‌ رمزنگاری و مدیریت هویت در ظرف پنج سال می‌تواند تهدیدات علیه اهداف کم‌ارزش را تا حد زیادی کاهش دهد.

برخی شرکت‌های فراملی از بودجه‌های هنگفت، منابع انسانی ماهر و کد کنترل اختصاصی برخوردارند، که این شرکت‌ها را صاحب منابع قدرتی می‌سازند که خیلی از دولت‌ها فاقد آن هستند. در سال 2009 شرکت‌های مایکروسافت، اپل و گوگل به ترتیب درآمد سالانه‌ای معادل 58، 35 و 22 میلیارد دلار داشتند، و در مجموع بیش از 150000 نفر برای آن‌ها کار می‌کردند. آمازون، گوگل، مایکروسافت و بقیه در گسترش پردازش ابری با یکدیگر رقابت می‌کنند و مزارعی دارند که در هر یک بیش از 50000 سرور وجود دارد. ساختار فراملی آن‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد از بازارها و منابع سراسر جهان بهره‌برداری کنند. برای مثال، IBM دو سوم درآمد خود را از آن سوی مرزها کسب می‌کند، و تنها یک چهارم از 400000 نیروی کار آن در داخل آمریکا مستقر هستند. در همین حال، شرکت‌های فراملی برای حفظ وجهه‌ی قانونی خود انگیزه‌هایی قوی برای متابعت با ساختارهای قانونی محلی دارند.

اما هیچ یک از چنین ظرافت‌های قانونی نمی‌تواند قدرت سازمان‌های جنایی را محدود کند. برخی از حملات از نوع "بزن در رو" است، که باعث می‌شود پیش از فهمیدن دولت‌ها و به روز رسانی سیستم‌ها، آن‌ها منفعت خود را به دست آورده باشند. اما برخی از سازمان‌ها از مقیاس فراملی وسیعی برخوردارند و احتمالا از دولت‌های ضعیف امان‌نامه دارند. قبل از فروپاشی به دست نیروی انتظامی، شبکه‌ اینترنتی بازار سیاه بیش از 2500 عضو در سراسر جهان داشت که اطلاعات مالی، کلمات عبور و کارت‌های اعتباری دزدی را خرید و فروش می‌کردند. تا یک چهارم کامپیوترهای متصل به شبکه ممکن است بخشی از یک بات‌نت باشند و برخی از بات‌نت‌ها شامل میلیون‌ها کامپیوتر هستند. اگرچه برآوردها مختلف است، اما جرائم سایبری ممکن است بیش از یک تریلیون دلار در سال به شرکت‌ها ضرر بزنند.

برخی از گروه‌های جنایی، ممکن است برخی از امکانات شوروی را پس از فروپاشی به ارث برده باشند و ادعا می‌شود که ارتباطاتی غیر رسمی با دولت دارند. به گفته‌ یک مقام انگلیسی، "شواهد قوی نشان می‌دهند که این سازمان در سنت پترزبورگ پلیس محلی، دادگاه محلی و حکومت محلی را در کنترل خود دارد. تحقیقات ما به موانع برجسته‌ای برخورده است. از آن گذشته، "مهارت‌های گروه‌های جنایی در هک کردن ممکن است آن‌ها را به متحدان طبیعی دولت - ملت‌هایی تبدیل سازد که به دنبال راهی برای تقویت امکانات خود هستند و در عین حال دخالت در حملات سایبری را انکار می‌کنند.  برخی از عملیات‌های جنایی گران و پرهزینه، اما ظاهرا پر منفعت هستند. در سال 2006، دفتر ذیحسابی دولت آمریکا تخمین زد که تنها 5 درصد مجرمان سایبری دستگیر یا محکوم شده‌اند.

در ادامه مقاله حاضر می‌خوانیم: به طوریکه پیش از این دیدیم، گروه‌های تروریست از ابزار سایبری به شکلی فعالانه استفاده می‌کنند، با این وجود تروریسم سایبری به معنای استفاده از ابزار مجازی برای ایجاد تخریب، تاکنون نادر بوده است. با اینکه هیچ چیز نمی‌تواند مانع از تلاش گروه‌های تروریستی برای استخدام متخصصان کامپیوتری قابل، یا خرید بدافزارها از گروه‌های جنایی در اینترنت گردد، "حملات سایبری بی‌فایده‌تر از حملات فیزیکی به نظر می‌رسند: این حملات قربانیان بالقوه‌ی خود را آکنده از وحشت نمی‌سازند، فوتوژنیک نیستند، و از نظر بسیاری از مردم رویدادهایی به شدت احساسی قلمداد نمی‌شوند. " از22 توطئه‌ای که پس از 11 سپتامبر کشف شده‌اند، همگی دربردارنده‌ استفاده از مواد منفجره یا سلاح‌های سبک بودند و "در حالیکه زیرساخت‌های حیاتی آمریکا، از شبکه‌ توزیع برق تا بخش مالی، در مقابل حمله از طریق فضای سایبر آسیب‌پذیرند، القاعده فاقد توانایی و انگیزه برای بهره‌برداری از این ضعف‌ها است. دیگران این‌قدر خوشبین نیستند. برای مثال، "مایک مک‌کانل" [Mike McConnell]، مدیر سابق اطلاعات ملی، معتقد است برای هر گروهی که خواهان ایجاد خرابی باشد، آسیب‌پذیری سیستم‌های مالی و الکتریکی یک هدف وسیع را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. این گروه‌ها در نهایت این توانایی را در خود به وجود خواهند آورد که به یک تهدید بزرگ‌تر تبدیل شوند. به قول وی، هنگامیکه گروه‌های تروریستی مهارتی داشته باشند، از آن استفاده می‌کنند.

فعلا به نظر می‌رسد که تروریست‌ها معتقدند برای اهداف آن‌ها، مواد منفجره ابزاری است که به نسبت هزینه سود بیشتری دارد. اما این بدین معنا نیست که گروه‌های تروریستی از اینترنت برای ترویج تروریسم استفاده نمی‌کنند. همانطور که قبلا دیدیم، اینترنت به ابزاری مهم تبدیل شده است که آنان را قادر می‌سازد به صورت شبکه‌های نامتمرکز فعالیت کنند، برای خود آرم بوجود بیاورند، هوادار جذب کنند، منابع مالی جمع‌آوری نمایند، جزوه‌های آموزشی ارسال کنند و عملیات‌ها را بگردانند. به لطف ابزار سایبری، القاعده، یک تشکیلات هرمی با سازماندهی جغرافیایی، توانسته است خود را به یک شبکه‌ افقی جهانی تبدیل کند که داوطلبان محلی می‌توانند خود را در آن عضو کنند. به طوریکه یک کارشناس تروریسم توضیح داده، محل کلیدی برای تندرو کردن افراد نه پاکستان است، نه یمن و نه افغانستان ... بلکه تجربه‌ یک جامعه‌ مجازی است، یعنی امت اسلامی در وب.

این مثالی است از اینکه چگونه ابزار سایبری می‌توانند مرز بین سازمان‌های متشکل و افراد بدون ساختار را محو سازند. همانطور که مثال‌های فوق‌الذکر نشان داده‌اند، به خاطر هزینه‌ پایین ورود، گمنامی بالقوه و سادگی خروج، افراد به راحتی می‌توانند در حوزه‌ سایبر بازی کنند. بعضی اوقات آن‌ها با تایید دولت و گاهی بر خلاف آن عمل می‌کنند.

شایان ذکر است که بازیگران فردی در حوزه‌ سایبر از آسیب‌پذیری نامتقارن در مقابل دولت‌ها و سازمان‌های بزرگ سود می‌برند. آن‌ها هزینه‌ خیلی کمی گذاشته‌اند و هنگام خروج و ورود مجدد چیزی از دست نمی‌دهند. نقطه ضعف اصلی آن‌ها اجبارهای قانونی و غیرقانونی از سوی دولت‌‌ها و سازمان‌ها در صورت توقیف شدن است، اما تنها درصد خیلی کمی از آن‌ها واقعا گیر می‌افتند. در مقابل، شرکت‌ها به خاطر سرمایه‌گذاری هنگفت ثابت در سیستم عامل، دارایی معنوی، و شهرت، نقاط ضعف مهمی دارند. به همین نحو، دولت‌های بزرگ به سیستم‌های پیچیده‌ای که به‌راحتی مختل می‌شوند، ثبات سیاسی و قدرت نرم وابسته هستند. با اینکه حملاتی از نوع "بزن در رو" از سوی افراد، توانایی به زانو درآوردن حکومت‌ها یا کشورها را ندارند، اما با کمترین هزینه می‌توانند هزینه‌های چشم‌گیری را بر عملیات‌ها و شهرت آن‌ها وارد کنند. حکومت‌ها گنده‌سگ‌های [کنایه از روسای کله‌گنده] اینترنت هستند، اما سگ‌های کوچک‌تر هم گاز می‌گیرند و کنار آمدن با این گازها می‌تواند به یک سیاست پیچیده نیاز داشته باشد.

http://www.gerdab.ir/fa/news/3419/شبکه‌های-اینترنتی-بعد-کلیدی-قدرت-در-قرن-21-هستند