مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

نقد و بررسی بازی SplatterHouse
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٦  

خون،خون،خون... خون همیشه عنصری بوده که چه در دنیای هنر هفتم و چه در دنیای بازی های رایانه ای بهانه ای برای ایجاد رعب و وحشت و انتقال ترس به بیننده یا بازی کننده بوده است. به شخصه هنوز دلیلی برای به وجود آمدن این ترس در انسان ها پیدا نکرده ام.


SplatterHouse عنوانی است که از دهه های گذشته بر روی کنسول های 8 بیتی و 16 بیتی همراه طرفداران بوده است. در سال های اخیر شرکت نامکو IP این عنوان را خریداری کرده و ساخت شماره جدید آن را به عهده گروه سازنده Afro Samurai واگذار نمود. اگر عنوان قبلی این شرکت یعنی AS را بازی کرده باشید به طور حتم از علاقه این شرکت به بریدن قطعات بدن اطلاع دارید. عنوان SplatterHouse نیز که از گذشته بر این امر تاکید داشته بهترین مقصد خود را یافته بود تا نمایان گر خشونت بی حد و حصری برای بازی کنندگان باشد.

داستان بازی اصالت خود را حفظ کرده و همانند نسخه پدر، داستان دو معشوقه را دنبال می کند. در شبی که ریک قرار است از Jen درخواست ازدواج کند، Jen به وسیله دکتر West دزدیده شده و ریک را غرق در خون رها می کند تا بمیرد. در لحظه ای که ریک آخرین نفس های خود را می کشد ناگهان ماسکی قدیمی و باستانی پیشنهادی به ریک می دهد. ماسک پیشنهاد نجات Jen را به او میدهد به شرطی که ریک ماسک را به صورت زده و دکتر West و تمامی آفریدگانش را از بین ببرد. داستان در ابتدا دارای ابهاماتی است که رفته رفته این ابهامات بر طرف می شود و می توان گفت تقریبا با یک داستان پیچیده و جذاب طرف هستیم که بازیکن را تا آخر بازی به دنبال خود می کشاند. شخصیت پردازی به لطف داستان، خوب انجام شده و رفته رفته با، ریک هم درد شده و رابطه بین دو زوج را به خوبی درک خواهید کرد. ناگفته نماند که ماسک، با اینکه عملا هیچ چهره خاصی در طول بازی ندارد، اما دائما همراه شما خواهد بود و صحبت های جالبی را با ریک ردو بدل می کند. سازندگان در بازی از هیچ سخن و عملی کوتاهی نکرده اند و انواع ناسزا ها و صحبت های رکیک را از دهان ریک و ماسک خواهید شنید. به همین دلیل توصیه می کنیم اگر کسی دوروبرتان هست که نمی خواهید با او در رودربایستی بمانید، این عنوان را تنها بازی کنید!
 

گیم پلی بازی دارای نوسان عجیبی است. گاهی از آن لذت خواهید برد و گاهی از آن متنفر می شوید. همانطور که بالاتر اشاره شد خشونت عجیبی در بازی گنجانده شده که عملا گیم پلی را تحت الشعاع قرار می دهد. با هر ضربه ای که ریک به دشمنان وارد می کند چندین لیتر یا بهتر بگویم چند گالون خون بر روی زمین و دیوارها جاری می شود. دشمنان به صورت فله ای از در و دیوار بر سرتان نازل خواهند شد و محیط بازی عملا به یک حمام خون تبدیل می شود. گاهی اوقات آنقدر خون بر روی دوربین می ریزد که به سختی قادر به تشخیص صحنه خواهید شد. به سبک بازی های هم سبک سوم شخص ریک از دو حالت ضربه معمولی و قدرتی استفاده می کند که با ترکیب این دو می توانید کمبوهای مختلفی را اجرا کنید. تعداد کمبوهایی که زده می شوند، به صورت امتیاز یا همان XP جمع آوری شده و می توانید با استفاده از آن ها قابلیت های ریک را افزایش دهید. البته در استفاده از اعداد کمبو ها، به طور عجیبی اغراق شده است و با زدن هر ضربه ساده 10 ها کمبو برایتان ثبت می شود به طوری که گاها کمبو های شما تا هزار و بیشتر نیز می رسند. در بازی دو نوار سلامتی و خشونت وجود دارد. نوار خشونت با کشتن دشمنان پر می شود. این نوار چندین استفاده دارد که یکی از آن ها گرفتن خون دشمنان برای پر کردن نوار سلامتی است.

دیگر کاربرد های آن مربوط به حالت ماسک می شود. وقتی این نوار به حد معینی برسد میتوانید ماسک را فعال کنید تا شاهد بیرون آمدن تیغ های بزرگی از بدن ریک شوید و شروع به سلاخی کردن گوشت دشمنان بکنید. در حالت معمولی وقتی سلامتی یکی از هیولا ها به پایین ترین مقدار خود برسد با خطی قرمز رنگی مشخص می شود. در این جا ریک می تواند حرکات تمام کننده جالب و صد البته پر خشونت تری را بر روی آن ها اجرا کند. می تواند سر آن ها را از جا بکند یا نه، کلا بدنشان را به دو نصف کند. ریک قادر به استفاده از ابزار مختلفی همچون اره، لوله، چوب بیسبال و ... است که لذت شوت کردن دشمنان و اعلامیه کردنشان به دیوار خالی از لطف نیست. بزرگترین ایرادی که به گیم پلی بازی می توان می گرفت دوربین ناموزون و پرایراد آن است. تقریبا در تمامی صحنه ها دوربین به سمت دلخواه شما نمی چرخد و یا در پشت دیوار گیر می کند. بعضی اوقات این مشکل به ضرر شما تمام می شود و زمانی که با دوربین در حال دست و پنجه نرم کردن هستید ناگهان با ضربه یکی از هیولا ها دست شما قطع می شود. مشکل دیگر و بسیار عذاب آور بازی، لودینگ های طولانی و اعصاب خورد کن آن است. هر بار که بمیرید باید حدود 20 ثانیه و گاها بیشتر منتظر لود شدن چک پوینت باشید که عملا حوصله را از آدم می گیرند. چک پوینت های بازی نیز بعضا عجیب انتخاب می شوند. گاها شما به مدت چندین دقیقه است که مکانی را پاک سازی می کنید و همه دشمنان از بین می روند. حالا اگر بر حسب اتفاق بمیرید چک پوینت شما را به ابتدای درگیری ها می برد!
 

در بعضی از بخش های بازی به یاد نسخه های پیشین مراحل دو بعدی قرار داده شده که لذت خاص خودشان را دارند. پریدن از روی دره های مرگ و گذشتن از تله ها یادآور خاطرات گذشته هستند. باس های بازی بسیار کم هستند و همین عده کم نیز از عمق کافی برخوردار نیستند. هوش مصنوعی بهتر است بگوییم در این بازی وجود ندارد! دشمنان عملا جز حمله کردن به سمت شما، هیچ گونه کار خاصی بلد نیستند. البته از هیولاهای بی مغز دکتر وست بیشتر از این هم انتظار نمی رود. تنوع دشمنان در ظاهر زیاد، اما در باطن کم هست. برای مثال در مراحل اولیه نوعی از هیولا را می بینید که کارش گرفتن شما از پشت سر است؛ حالا در مراحل بالاتر نوع جدیدی از هیولا با ظاهری متفاوت می بینید، اما نوع حرکات و حمله کردنش دقیقا شبیه به همان هیولای اولی است. گیم پلی کلی بازی رفته رفته برایتان تقریبا خسته کننده می شود و گالون های خون جذابیت اولیه خود را از دست می دهند و به امر عادی تبدیل می شوند. شاید تنها دلیلی که شما را تا انتها راغب ادامه بازی کند، داستان آن باشد.

با پایان بخش داستانی حالا نوبت به بخش Survivel می رسد که دارای 6 مرحله می باشد. هر مرحله شامل 20 موج از دشمنان است که باید زنده بمانید. بر سر هر 5 موج نیز تکه ای عکس های نامزد ریک برایتان آزاد می شود که در بخش داستانی نیز باید این تکه عکس ها را جمع آوری کنید. این بخش نیز همانند بخش داستانی بسیار خسته کننده می شود. شاید اگر تکه عکس های جذاب Jen و اچیومنت های بازی نبود کسی به سراغ این بخش نمی رفت!
 

بازی در اصل از سبک Cell-Shade بهره می برد. اما حالت استفاده از آن به نوعی است که کمتر این سبک به چشم می آید و به سمت رئال تمایل دارد. همه چیز در سطح معمولی قرار دارد و مورد خاصی در گرافیک بازی وجود ندارد که شما را انگشت به دهان بگذارد. طراحی مراحل در ابتدا خوب کار شده و هر مرحله سبک خاص خود را به نمایش می گذارد، (به شخصه از اولین مرحله بازی که در خانه دکتر West بود لذت بردم) اما رفته رفته این طراحی کمرنگ تر شده و جای خود را به لوکیشن های ساده و ضعیف می دهند که مثل قرص خواب برایتان عمل می کند. واقعا بخش گرافیکی حرف خاصی برای گفتن ندارد و در حد یک گرافیک Cell-Shade درجه چندم باقی می ماند. صدا گذاری نسبت به بخش گرافیکی بهتر عمل می کند. صدا گذاری کاراکتر ها بدون نقص هستند و ایرادی بر آن ها وارد نیست. صداهای محیطی و دیگر موارد در سطح خوبی قرار دارند. مخصوصا صدای تکه تکه شدن و منفجر شدن سر هیولا ها زیر دست ریک به خوبی به گوش می رسند و همخوانی خوبی با تکه پاره شدن گوشت بدن آن ها دارد! از موزیک های عالی بازی نباید گذشت که یکی از نقات قوت آن به شمار می رود. استفاده از آهنگ های متال، خشن و سریع از گروه های مشهوری همچون Finger Death Punch, WolfShirt, Goatwhore به هیجان بازی کمک شایانی می کند تا شاید به کمک این موزیک ها بتوان از بعضی مشکلات بازی چشم پوشی کرد.
 

سخن آخر

SplatterHouse عنوانی است که بعد از سال های طولانی غیبت از دنیای بازی های رایانه ای دوباره بازگشته تا یاد آور خاطرات گذشته باشد. این عنوان شاید دارای مشکلاتی باشد اما نمی توان از خوبی های آن چشم پوشی کرد. این بازی میتواند حداقل شما را تا یک بار پایان بخش داستانی سرگرم کند. پس به حمام خون خوش آمدید!

منبع :

 http://www.bazicenter.com/xbox360/action_adventure/Splatterhouse/reviews/177/page/1?pt=item