مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

موازی سازی رویای صهیون با باور تخیل کودکانه در فیلم داستان اسباب بازی 3
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱/٥  

اصولا باروری تخیل استراتژی مهمی در امر تولید محصولات هالیوودی برای اقشار سنی مختلف به حساب می آِید .حال اگر خروجی های هالیوود را از جنبه های ساختاری برای ردیف های سنی مختلف تفکیک نکنیم ،رویکرد ها و محصولات هالیوود در هزاره سوم در حوزه کودک و نوجوانان به صورت کاملا چشمگیری افزایش یافته است .


در یک دوره مشخص قبل از دهه نود میلادی تولیدات در حوزه کودک و نوجوان  بیشتربه ادبیات معاصرکلاسیک و کمیک ها معطوف می شد و بیشتر محصولات برای ردیف های سنی زیر پانزده سال، توسط شبکه های کابلی تولید و پخش می شد.
 
در دهه نود - دوره فانتزی پروری هالیوود - آثاری نظیر تنها در خانه ،داستان اسباب بازیها و...... در حوزه کودک یکه‌تازی می کردند.اما در همان دهه نود، رویه تولید محصولات در حوزه انیمیشین و سینما برای اقشار سنی مورد نظرمحابای هزاره سوم را نداشت.
 
داستان اسباب بازی – بخش سوم –  از دل همان دوران فانتزی پروری دهه نود با متدهای هزاره سوم تولید شده است ،اما ضرورت تولید قسمت سوم داستان اسباب بازیها غیر از سود کلان اقتصادی اش، در دقت و هوشمندی جان لستر خالق این مجموعه،نهفته است.
 
وی اهداف استراتژیک صاحبان پیکسار را برآورده ساخته و لستر فرمول های فانتزی را با نگاهی ایدئولوژیک – سیاسی پیوند زده تا محصولش یک مقدمه چینی ساده برای برجسته ساختن نمادهای آمریکایی – صهیونیستی باشد. استراتژی خالقان این مجموعه موازی سازی رویای صهیون با باور تخیل کودکانه است ،این طرح کلی عموما برای اقشار سنی بالاتر نیز جاذبه آفرینی می کند.
 
قسمت سوم داستان اسباب بازی، سویه های روایی مشترک با دو قسمت قبلی دارد، اصل  پیرنگ مشترک تریلوژی داستان اسباب بازی ، جدا ماندن از سرزمین –رجوع به محل سکنی پیشینیان - است ، قسمت سوم این مجموعه همانند دو قسمت قبلی تلاش می کند این مفهوم متعلق بودن به سرزمین و رجوع به آن را، توسط این مجموعه جانداران بی جان به تماشاگر کوچک سال خود القا کند .
 
لستر خالق این مجموعه در دو قسمت قبلی ( درتیم  فعلی به عنوان طراح و نویسنده حضور دارد) به پیرنگ فرمولیزه شده خود در دو مجموعه قبلی چنگ می اندازد ،و با تم و ریتم دو مجموعه قبل می بینیم  که بر اثر سهل انگاری خانواده اندی دوباره اسباب بازیها از اندی دور می افتند و تلاش برای رسیدن به خانه اندی (حتی به قیمت ماندن در اتاق زیر شیروانی و در انباری زیستن)هدف کلی مجموعه اسباب بازی هاست . انشقاق فکری میان اعضای گروه برای بازگشت به خانه اندی به این دورماندن از موطن دامن می زند .استعاره از وقایعی که میان قوم یهود و صهیونیست ها بر مسئله رجوع به سرزمین های اشغالی به شکلی سمبولیک در این فیلم مطرح می شوداما چون گذراست و لایه های داستانی متعدد دیگری به بدنه روایت متصل است ،صورت مسئله اصلی در میان همین لایه ها پنهان می شود ،با این حال انیشمین داستان اسباب بازی –قسمت سوم - با هزینه دویست میلیون دلاریش حدود یک میلیارد دلار می فروشد.
خالق  داستان اسباب بازی با دنبال کردن یک تم مشترک در هر سه قسمت این مجموعه ،مروج  یک تفکربنیادی صهیونیستی است ،«وطن ،همچنان وطن است» حتی اگر اتفاقات و سهل انگاری سبب شود از سرزمین واقعی  دور افتیم، بازهم باید به موطن خویش رجعت کنیم .تدوام وتسلسل بن مایه مشترک فحوایی ذکر شده به صورت کاملا موفقی در ذهن مخاطب این مجموعه بارگذاری می شود.بخش نخست داستان اسباب بازیها دراکران آمریکا قبل از فیلم فهرست شیندلر نمایش داده شد، تا برای تماشاگران آمریکایی از اقشار سنی مختلف یک پیش زمینه ذهنی ساده و مختصر ایجاد کند .
 
خالق مجموعه اول داستان اسباب بازی جان لستر ( هم اکنون 54 ساله ) است که در سال 1994 با بودجه ای 30 میلیون دلاری قسمت اول این مجموعه را تولید نمود و فروش دویست و سی میلیون دلاری این محصول، زمینه ساز تولید قسمتهای بعدی را توسط پیکسار فراهم آورد . اما قسمت بعدی با 90 میلیون دلار تولید شد و به فروشی بالای 500 میلیون دلار دست یافت . در یک هزار توی ایدئولوژیک ، سیاسی و اجتماعی سود بسیار کلانی نصیب سازندگان می شود ،ضمن اینکه اهداف پنهان سازندگان در یک محصول سهل الوصول فکری در سراسر دنیا تکثیر می شود .
 
اسطوره شناسی غربی در مجموعه داستان اسباب بازی
1- وودی اسباب بازی محبوب اندی تجلی خاصی ازاسطوره کابوی است . اسطوره کابوی - نمادی از قهرمان محوری و تاریخ گذشته آمریکا محسوب می شود ،نمادی که هیچگاه از بین نمی رود،هر حرکتش از سر تعقل و قهرمان پروری است و همیشه در هر میدانی پیروز است ،کابوی درمقاطعی مختلف به عنوان اسطوره مرجع سبب تغییر روال و برآورده شدن رویای آمریکایی می شود،حال در این سرگردانی (اسباب بازیها  نمادی از سرگردانی قوم صهیون هستند )اسطوره کابوی نقش منجی را ایفا می کند.
 
2- در یک نگاه کلی‌تر اندی- صاحب اسباب بازیها- نمادی از هالیوود به حساب می آید که تمامی الگوها و متدهای برآمده از هالیوود را در کنار خویش دارد .الگوها و  اسطوره های هالیوودی که در گذشته و حال بر روی پرده سینما ها می تاختند.وودی( اسطوره کابوی ) باز لایتر( اسطوره ای  از فاتحین فضا و حتی اسطوره زامبی . در قسمت اول زمانیکه «سید» پسر بچه بازیگوشی که اسباب بازیها را نابود می کند،با اسباب بازیهای نابود شده ای مواجه میشود که دوباره احیا شده اند تا تجلی اسطوره زامبی باشد . در مجموعه داستان اسباب بازی در کنار اسطور ه های ذکر شده نمادهایی چون « باربی» ،دایناسور- نمادی از دوران ژوراسیک پارک - اسطوره های ملیتاریستی-( سربازان کوچک پلاستیکی) ارائه می شود تا حلقه رندان کامل شود .این نمادها و اسطوره ها در هالیوود، جز مواد اولیه تولید هستند و در این مجموعه گرد هم آمده،تا در یک استراتژی کلی به کاربر کودک و نوجوان غربی پیش زمینه ای ذهنی از آنچه در بزرگسالی در هالیوود خواهد دید ،ارائه کند .
 
3- در قسمت دوم این مجموعه «وودی» – نمادی از تاریخ گذشته آمریکا – از سایرین دور می افتد و« باز لایتر» – اسطوره فاتحین فضا ( مدرنیسم آمریکایی ) همراه با سایرین تلاش می کنند تا وودی را نجات دهند .اگر به تیتراژ ابتدایی قسمت دوم توجه نمایید با تقدیس «باز لایتر»- اسطوره فاتحین فضا- آغاز می شود.
 
«باز» و« وودی» دو شخصیت محوری تریلوژی داستان اسباب بازیها هستند و این بار «باز لایتر» سمبولی از مدرنیسم ،رهبری مجموعه اسباب بازیها را برای نجات وودی بر عهده می گیرد. در هر کدام از بخشهای این مجموعه منجی گری میان باز و وودی تقسیم می شود.از زاویه دیگر، وودی – کابوی – نمادی از جمهوری خواهان در آمریکا و« باز لایتر» نمادی از حزب دموکرات به حساب می آید ،با در نظر گرفتن صورت کلی روایت و اینکه سه بخش این مجموعه در سه دوره مشخص زمانی و دوران عبور از بحران های سیاسی آمریکایی ساخته شده، در نهایت یک مفهوم القا می شود و آن این است که تقسیم قدرت ،سبب اتخاذ استراتژی های تازه در برابر رویدادهای متفاوت می شود ، جبهه گرفتن «باز لایتر» در(بخش نخست) مقابل وودی نیز را به جبهه گیری دو جناح مختلف سیاسی آمریکا می توان تشبیه کرد،که از میان این جبهه گیری ها استراتژیهای مولد زاییده می شود .دقیقا مثل آنچه در این انیمیشن می بینیم .
 
وودی در همان بخش های نخستین درمقابل باز جبهه می گیرد، «باز» نیز درک درستی از موقعیت خویش ندارد و باور بودن خویش را در قالب یک اسباب بازی نمی پذیرد،وجود این بخش در واقع طعنه ای  به ساختار «نئو لیبرالیستی یکسویه» حزب دموکرات در دهه نود می زند .
 
4- زمینه کوچ سمبولیستی  کابوی(وودی)درقسمت دوم  این مجموعه، سیری از انتقال خرده فرهنگ های هالیوودی به کشورهایی نظیر ژاپن است. این خرده داستان محوری در دومین قسمت از داستان اسباب بازیها در واقع انتقال الگوها و نمادها از غرب  به شرق به حساب می آیدکه نمونه ای از تلاش هالیوود در جهت گلوبالیزه کردن نمادها و اسطوره های غربی در جهان امروز است .فرانسیس فوکویاما در یکی از سخنرانی های معروفش می گوید اگر هالیوود کار خویش را بدرستی انجام دهد برای ترویج مدل دموکراسی آمریکایی نیازی به جنگ های دوره ای با بهانه های مختلف ، در اقصی نقاط جهان نیست.
 
5- یک مولفه مشترک در سه قسمت این تریلوژی کاملا تکرار شونده است و زندگی جمعی با شعار آمریکایی را ترویج می کند . بدنه روایی سه قسمت این مجموعه بر اساس شعار «یکی برای همه ،همه برای یکی»- (شعاری که نخستین بار توسط روزولت برای ورود کردن به جنگ دوم جهانی سر داده شد ومابقی روسای جمهوری برای بسط استکبار بدان تاسی جستند) این شعار  در قسمت سوم داستان اسباب بازی تجلی پرنگ تری دارد.
 
فارغ از مباحث اسطوره شناسی هالیوودی – آمریکایی ،سه خط روایی موازی و کاملا مکمل در این مجموعه روایت  می شود . پیش از این اشاره شد در سه روایت مجزای داستان اسباب بازی مولفه ای که سبب می شود گروه اسباب بازی ها از یکدیگر جدا شوند نگاه استراتژیک سازندگان نسبت به مفاهیم صهیونیستی خصوصا دست یابی به موطن است ،اما همه این سرگردانی ها در یک سکانس مهم در قسمت سوم با یک نتیجه گیری و نقب به مسئله هولوکاست تمام می شود . در این سکانس در قسمت انتهایی جبر و اقتضای زمانی حاکم بر این گروه سرگردان آنها را به سمت کوره زباله سوزی می کشاند .این سکانس تاثیر گذار در واقع ترجمانی استعاری از هولوکاست است که به صورت یک چیپ رایانه ای با یک زمینه چینی مفصل از آغاز روایت ، نوع پرداخت متفاوت روایت و صحنه  ، در ذهن کودک و نوجوان حتی مخاطب بزرگسال بارگذاری می شود .این سکانس با مهارت و تاثیر گذار عمل می کند و می تواند میزبانی ذهنی از پیش تعیین شده ای برای کودک و نوجوان بیننده این انیمیشن ،در پذیرش مسئله هولوکاست بوجود  آورد . این بخش از این روایت به درخواست لی آنکریچ کارگردان یهودی قسمت سوم به جان لستر( کارگردان دو قسمت قبلی ، طراح و نویسنده قسمت سوم) پیش نهاد شده است ، حتی وودی هم که اغلب نقش منجی را ایفا می کند  در این سکانس منفعل وعاجز از نجات گروهی این جمع می باشد . در حاشیه دوبله و ورود بی رویه این محصولات به بازار شبکه مجاز نقدهای فراوانی وارد است که در زمانی بسیار نزدیک بدان خواهیم پرداخت .
 
علیرضا پورصباغ
منبع:رجانیوز

http://mouood.org/content/view/11984/2/