مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

بوسه ی سرنوشت بر لبان قهرمان ضد قهرمانان
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱/٢٦  

Max Payne

مکس پین پس از انتشارش توانست به دلیل داشتن موضوعی جالب، سبک داستان سرایی نوآر، گیم پلی عالی و... امتیازات و انتقادهای بسیار مثبتی را از منتقدان دریافت کند و مورد ستایش آن ها قرار بگیرد. بنابر گزارش شرکت Take- Two تا تاریخ 12 مارچ 2008 بیش 7 میلیون کپی از سری مکس پین فروخته است....


معرفی کوتاه Max Payne

سازنده: Remedy Entertainment
ناشر: Gathering of Developers - Rockstar Games
موتور گرافیکی: MAX-FX
تاریخ انتشار: 23 جولای 2001 برای PC و 6 دسامبر 2001 برای PS2 و 12 دسامبر 2001 برای Xbox و 21 آوریل 2003 برای مکینتاش، 18 دسامبر 2003 برای GBA
ژانر: شوتر سوم شخص
رده بندی سنی: ESRB: M، BBFC: 15، OFLC: MA15 ، CERO: Z
پلتفرم ها: Win، Xbox، PS2، GBA، Mac OS


...وارد نشوید...مردی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد...

اثر Max Payne، برنده ی جایزه BAFTA، یک بازی ویدیویی اکشن سوم شخص است که توسط استودیوی فنلاندی Remedy Entertainment و به تهیه کنندگی استودیوی 3D Realms ساخته و توسط Gathering of Developers در جولای 2001 برای PC منتشر شده است. همچنین در همان سال نسخه ی پورت شده ی این عنوان برای کنسول های Xbox، PS2 و GBA منتشر شد. Rockstar وظیفه ی انتشار نسخه های پورت شده ی کنسولی را بر عهده داشته است. همچنین نسخه ای پورت شده از این بازی برای سیستم های مکینتاش توسط شرکت MacSoft در تاریخ 22 جولای 2002 در آمریکای شمالی منتشر شد، پس از آن نیز Feral Interactive این ورژن را در دیگر نقاط جهان منتشر کرد. برنامه هایی نیز برای انتشار این بازی بر روی Dreamcast در دستور کار قرار داشت که در جریان ورشکستگی این کنسول برای همیشه به دفترچه ی خاطرات سازندگان پیوست. همچنین این عنوان در تاریخ 29 آوریل 2009 به عنوان یک بازی قابل داونلود در برنامه های Xbox Origins برای Xbox 360 منتشر شد.

مکس پین یکی از اولین بازی هایی بود که ترکیبی از سیستم Bullet Time و گیم پلی را ارایه کرد. این سیستم توسط سه گانه ی معروف ماتریکس خلق شده بود و نحوه ی عمل کردن آن نیز به گونه ای بود که باعث کند شدن زمان می شد و در این حالت قهرمان داستان می توانست هنگام کند شدن زمان به سمت اهداف شیرجه زده و همچنین هدفگیری بهتر و شانس بیشتر در مصون ماندن از شلیک دشمن را دارا باشد. این اثر دارای مشخصه های سبک فیلم های نوآر بود و همچنین در بخش روایی میان پرده ها نیز به یک رمان گرافیکی که با صدا گذاری همراه بود، شباهت داشت. اثر زیبای مکس پین به طور قابل ملاحظه ای از سبک اکشن سینمای هنگ کنگ تاثیر پذیرفته است، به ویژه آثار کارگردان معروف سینما، John Woo که در این عنوان به وضوح قابل لمس است. شخصیت مکس به عنوان یک کارآگاه سر سخت و خستگی ناپذیر نیز تحت تاثیر شخصیت کتاب های Mickey Spillane بوده است. از طرفی این بازی اشاراتی به اساطیر و افسانه های Norse، به ویژه افسانه ی Ragnarök دارد. همچنین از اسامی دیگری نیز در این اثر یاد می شود که همه ی آن ها متعلق به خدایان و اساطیر Norse می باشند.

مکس پین پس از انتشارش توانست به دلیل داشتن موضوعی جالب، سبک داستان سرایی نوآر، گیم پلی عالی و... امتیازات و انتقادهای بسیار مثبتی را از منتقدان دریافت کند و مورد ستایش آن ها قرار بگیرد. بنابر گزارش شرکت Take- Two تا تاریخ 12 مارچ 2008 بیش 7 میلیون کپی از سری مکس پین فروخته است.


بازی سرنوشت


عنوان مکس پین یک بازی شوتر سوم شخص است که در آن کنترل شخصیت اصلی داستان یعنی مکس پین را بر عهده دارید. گیم پلی این عنوان را می توان در چند چیز خلاصه کرد. اول از همه سیستم Bullet Time که بر روی سیستم مبارزات بازی بنیان شده است و همچنین مراحل خطی. این دو نکته بیشترین و اصلی ترین نکات گیم پلی را پوشش می دهند. در این بین گاهی اوقات نیز المان های پلتفرمینگ و حل پازل چاشنی بازی می شوند. داستان بازی در جریان گیم پلی بازی نیز توسط صحبت های مکس در جریان است و از این طریق محل گذاشتن قدم بعدی خود را به بازیباز گوشزد می کند. تعدادی از مراحل بازی در کابوس های نمادین- سورئال و همچنین توهمات ناشی از مواد مخدر بر روی پین، جریان دارد.

در ابتدا بازیباز تنها یک اسلحه ی کمری نیمه اتوماتیک مدل Beretta 99 کالیبر 9 میلی متری در اختیار دارد. بازیباز پس از پیشرفت در بازی به اسلحه های دیگری دست می یابد از جمله: Desert Eagle .50، وینچستر 1300، Sawn-Off و شات گان های اتوماتیک، ساب مشین گان ها، مشین گان ها و Sniper Rifle و... . نکته ی قابل ذکر این است که مکس می تواند از حملات Melee نیز استفاده کند و تعدادی از اسلحه ها را نیز به صورت جفت استفاده کند. مکس سلامتی از دست رفته ی خود را به وسیله ی داروهایی که Painekillers نام دارند و در طی مراحل قابل جمع آوری و ذخیره هستند، باز می یابد.

سیستم هوش مصنوعی بازی به طور سنگینی تابع دستورات از پیش نوشته شده است. این بدین معنی است که بسیاری از رفتار های دشمنان از جمله پوشش گرفتن، عقب نشینی و پرتاپ نارنجک، همگی از پیش اسکریپت شده هستند.

گیم پلی در مکس پین به طرز سنگینی حول محور سیستم Bullet Time آن می گردد که نوعی از اسلو موشن محسوب می شود. هنگامی که این حالت فعال می شود، زمان به آهستگی می گذرد به طوری که قادر به تماشای پرواز گلوله ها در هوا با چشمان غیر مسلح هستید و مکس نیز در این حالت قادر به انجام حرکاتی ویژه است. در عین حال حرکات پین نیز آهسته تر می شود، در این خلال می توانید نقطه ی درستی را برای هدف گیری برگزینید و تاثیر آن را در هنگام Real Time شدن بازی ببینید و این مزیتی منحصر به فرد برای شما نسبت به دشمنان به ارمغان می آورد. گاهی اوقات نیز هنگام کشته شدن آخرین نفر از نیروهای دشمن، زاویه ی دید به شکل یک دوربین سوم شخص دوار در می آید و حول دشمنی که در حال کشته شدن است می چرخد. همچنین دوربین به دنبال گلوله ای که از یک اسلحه ی تک تیر انداز شلیک می شود، حرکت می کند.

این عنوان را می توان عنوانی سخت تلقی کرد! شخصیت اصلی بازی پس از خوردن تنها تعداد اندکی گلوله کشته می شود و یا پس از برخورد دقیق ساچمه های شات گان( تنها یک بار) نیز به سرعت کشته می شود. این در حالی است که بسیاری از دشمنان مقاومت بیشتری نسبت به بازیباز دارند، به طوری که بعضی از آن ها دو یا سه برابر مکس مقاومت دارند. این در حالی است که درجات سختی بالاتر به شدت چالش برانگیز هستند؛ درجه ی "Dead on Arrival" به بازیباز تنها اجازه ی 7 بار سیو کردن را می دهد و درجه ی "New York Minute" نیز بازیباز را تحت فشار می گذارد تا هر فصل را در زمانی مشخص به پایان برساند. لازم به ذکر است که بازیباز می تواند با کشتن دشمنان بخشی از زمان از دست رفته را باز گرداند. پس از به پایان رسیدن بازی بر روی درجه ی Dead on Arrival بخشی با نام "The Last Challenge" باز می شود ( این بخش در حقیقت نمایی دیگری از "End Combat" و یا "Final Battle" است) که در آن به طور دائمی در حالت Bullet Time قرار دارید و باید علیه 20 قاتل حرفه ای مبارزه کنید.


مرگ ناگهانی رویای آمریکایی


داستان دراین اثر به چند صورت و در سه بخش کلی روایت می شود. در این میان می توان به میان پرده ها و روایت از زبان مکس اشاره کرد که همگی در در سه بخش کلی "رویای آمریکایی"، "یک روز سرد در جهنم" و "کمی نزدیک تر به بهشت" در اختیار مخاطب قرار می گیرد. بازی از زمستان 2001 آغاز می شود و نیویورک شدید ترین طوفان تاریخ این شهر را تجربه می کند. سکانس ابتدایی بازی مکس پین را نشان می دهد، یک مامورد مرتد شده ی اداره کل مبارزه با مواد مخدر و افسر سابق اداره ی پلیس نیویورک، که بر روی سقف یک آسمان خراش ایستاده است و نیروهای پلیس نیز از راه رسیده اند. پس از این صحنه، او یک فلش بک به سه سال پیش را تجربه می کند. بازگشت به 1998، مکس به خانه اش باز می گردد و سه معتاد را می بیند که به خانه اش وارد شدند که به ماده ای جدید به نام Valkyr معتاد بودند. مکس به سرعت دست به کار شد تا به خانواده اش کمک کند، اما دیگر دیر شده بود زیرا همسر و دختر نوزادش وحشیانه به قتل رسیدند. پین پس از مراسم تشییع جنازه و تدفین خانوده اش، به بخش DEA (Drug Enforcement Administration) منتقل شد.

سه سال بعد مکس پین به عنوان یک مامور مخفی نفوذی در کنار خانواده ی مافیایی پانشینلو که مسئول قاچاق Valkyr هستند، مشغول به فعالیت می شود. یکی از همکاران مکس در DEA یعنی B.B. در پیغامی از او می خواهد تا با یکی دیگر از ماموران DEA ملاقات کند. Alex Balder، بهترین دوست مکس، قرار ملاقات در ایستگاه متروی نیویورک. مکس پس از مواجه شدن با گنگسترهایی که برای جک لاپینو، یکی از سران خانواده ی جنایتکار پانشینلو، کار می کردند وارد مترو می شود. آن ها قصد داشتند که از طریق ایستگاه مترو وارد یک بانک شده و آن را مورد دستبرد قرار دهند. پس از درگیری با گنگسترها مکس به الکس برخورد می کند، اما او توسط یک قاتل ناشناس کشته شده بود و مکس نیز به اولین مظنون این قتل تبدیل شد. همچنین مافیا نیز به پلیس بودن او پی برده و به دنبال کشته شدن او است.

مکس در حالی که مشغول به جستجو برای یافتن لاپینو در معاملات انجام شده توسط او بود، در یک معامله ماده ی مخدر Valkyr ورشکست می شود و در این بین یک گنگستر روسی به نام ولادیمیر لم را می یابد که علیه نیروهای لاپینو به مبارزه برخاسته است. سرانجام مکس وینی گوگنیتی را که دست راست لاپینو محسوب می شود می یابد. او گونیتی را مجروح و در سطح شهر تعقیب می کند تا بالاخره محل اختفای لاپینو را می یابد. پین پس از کشتن لاپینوی دیوانه با مونا ساکس برخورد می کند، یک زن قاتل که به صورت قرار دادی کار می کند. مونا برای مکس یک نوشیدنی حاوی داروی مسکن می ریزد. در این بین مافیایی ها مکس را پیدا می کنند و او را مورد شکنجه قرار می دهند.

مکس موفق می شود از کشتارگاه نیروهای مافیا بگریزد و برای مدت کوتاهی با ولادیمیر لم متحد شود. او می پذیرد که یک خائن به ولادیمیر به نام بوریس دایم و افرادش را در یک کشتی باربری به نام شارون (اسطوره) در رودخانه ی بروکلین، بکشد. این کشتی حامل سلاح های گرم بزرگ و قدرتمند بوده که تمامی آن ها به قاچاقچیان روسی تعلق داشته است. مکس این کار را در ازای لطف ولادیمیر به او انجام می دهد. مکس پس از جان به در بردن از انفجار رستوران Casa di Angelo، با استفاده ی از اسلحه های جدیدی که قاچاقچیان روسی حمل می کردند، به مقر دان پانشینلو حمله ور می شود. وی در آنجا جسد لیزا پانشینلو، خواهر مونا را می یابد. هنگامی که مکس کشته شدن Mafioso را در پیش چشمانش و به دست ماموران نیکول هورن، مدیر عامل بی رحم شرکت Aesir، می بیند به این موضوع پی می برد که دان عروسک خیمه شب بازی و دست نشانده ای بیش نبوده است. سپس هورن برای کشتن مکس بیش از اندازه ی معمول به او Valkyr تزریق می کند و بدن او را همانجا می گذارد. بنابراین مکس یک کابوس ناشی از استفاده ی مواد را تجربه می کند و در عین حال عذاب و شکنجه ای درونی را تحمل می کرد، این عذاب درونی بدین دلیل بود که خود را مقصر می دانست. مکس به دلیل اینکه نتوانست خانواده ی خود را از کام مرگ نجات دهد مقصر می دانست (همچنین نامه های عجیب و غریبی به قلم همسر مرحوم پین وجود داشت که به او می گفتند تو یک شخصیت در یک بازی ویدیویی هستی!).

مکس پس از جان به در بردن از Overdose و بیدار شدن به سمت هدفی که سرنوشتش سوق می داد رفت. این راهنمایی وی را به یک کارخانه ی ذوب فولاد کشاند که در بالای یک مجتمع تحقیقات نظامی قرار داشت. وی در آنجا متوجه شد که Valkyr دست آورد پروژه ای به نام Valhalla است. آغاز به کار این پروژه که مربوط به یکی از تحقیقات نظامی ایالات متحده می شد به سال 1990 بر می گردد. ایالات متحده در این پروژه در تلاش بود تا نیرو، استقامت و روحیه ی سربازان را افزایش دهد. خود این پروژه نیز به دنبال آزمایشی به نام The Ladder انجام می شد. این پروژه به دلیل به بار آوردن نتایجی ضعیف به طور کامل متوقف شد اما بعدها توسط هورن و کمپانی Aesir از سر گرفته شد. مکس در این بین متوجه شد که همسرش به طور کاملاً تصادفی در مورد این پروژه چیزهایی فهمیده بود و هورن نیز معتادهایی که با آزمایش های این پروژه ی دیوانه شده بودند به خانه اش می فرستد. هدف از "عملیات گره های کور" شرکت Aesir این بوده است که خود را با داشتن شواهد و مدارک از شر تقصیرات برهاند، که از آن جمله می توان به دانشمندان آن اشاره کرد. مکس در آخرین لحظات که نزدیک بود خود را به کشتن دهد از انبار فرار می کند.

مکس تماسی از طرف B.B. دریافت کرد، او قرار ملاقاتی را در یک پارکینگ زیرزمینی ترتیب داد. B.B. عکسی از الکس و فریمی که مکس قصد کشتن او را داشت نشان می دهد؛ یکی درگیری و و تعقیب و گریز مسلحانه که در یک گاراژ جریان دارد. پین پس از کشتن خائن تماسی از طرف مردی به نام آلفرد وودن دریافت می کند که در این تماس آلفرد از مکس می خواهد به ساختمان Asgard بیاید. آلفرد در مورد بخشی از انجمنی سری موسوم به "دایره ی داخلی" که رایطه ی مستحکمی با دولت ایالات متحده دارد، اطلاعاتی فاش می کند. اعضای "دایره ی داخلی" می دانستند که مکس در مورد نیکول هورن اطلاعاتی دارد و او را می شناسد اما نمی توانستند عملی در رابطه با او اتخاذ کنند زیرا دست آن ها بسته بود. آن ها از مکس خواستند که در عوض پاک شدن تمامی اتهامات و جنایات او هورن را بکشد. اما به طور ناگهانی ساختمان Asgard مورد حمله ی نیروهای Aesir قرار گرفت و آن ها تمام کسانی را که در اتاق جلسه حضور داشتند کشتند. تمام افراد کشته شدند به جز مکس زیرا او در فرصتی مناسب از معرکه گریخته بود. در این جریان وودن نیز جان سالم به در برد زیرا در حین درگیری وانمود به کشته شدن کرد.

پین خود را به دفتر اصلی شرکت Aesir می رساند و از بخش امنیتی فوق پیشرفته ی ساختمان عبور می کند و این درحالی است که این عمل با وجود هلیکوپتر مسلح به مینی گان اجتناب ناپذیر است. در میانه ی راه دوباره با مونا ساکس در یک آسانسور برخورد می کند اما پس از اینکه از شلیک کردن به مکس سرباز زد گلوله ای از طرف افراد هورن به سرش اصابت کرد. جسد او نیز پس از بازگشت دوباره ی مکس به آسانسور ناپدید شده بود. مکس در نهایت در بالای ساختمان با نیکول روبرو شد اما او برای فرار بر روی سقف رفت و سوار هلیکوپتری در آنجا قرار داشت شد. مکس به سیم مهار آنتن ساختمان شلیک کرد و آنتن نیز پس از گسیختن سیم ها بر روی هلیکوپتر سقوط کرد؛ هورن کشته شد. در این قسمت مسیر داستانی بازی به جایی که از ان شروع شده بود می رود. سرویس اورژانس نیروی پلیس نیویرک به محل حادثه می آید، مکس را دستگیر و از ساختمان Aesir خارج می کنند. آلفرد در آنجا حضور دارد. مکس با وجود آلفرد می داند که با امنیت از سیستم قضایی عبور می کند، در اینجا نیز مکس لبخندی می زند.


ردپای خدایان نورس


بسیاری از المان های این بازی برگرفته شده از نام های اساطیر نورس هستند. اشاره های تولید کننده ی فنلاندی این عنوان یعنی Remedy به شخصیت های اساطیری، متعلق به میراث اسکاندیناوی می باشد که برخی چنین نمی اندیشند و این کاملاً غلط است. اگرچه فنلاند در این زمینه وجه تشابهات زیادی با دیگر کشور های شمالی دارد اما این را باید اشاره کرد که اساطیر فنلاند به طور کل با اساطیر نورس متفاوت هستند.

در اثر مکس پین، Valkyr یک ماده ی مخدر ساخته شده با اهداف نظامی بود که تقویت کننده ی عملکرد مصرف کنندگان می شد. مصرف کنندگان این ماده به طور توهمی مرگ را تجربه می کردند (در اوایل پروسه ی ساخت بازی، ماده ی Valkyr باعث تغییر یافتن فیزیکی مصرف کنندگان می شد و آن ها را به غول هایی با چشمانی قرمز تبدیل می کرد. این قسمت به طرح عنوان SiN شباهت داشت). Valkyr های اساطیر نورس زنان جنگجویی بودند که بر میادین جنگ نظارت داشتند. "انتخاب کنندگان کشته ها"، آن ها کسانی که با شجاعت کشته شده بودند را می ستاندند. در بازی پروژه ی Valhalla یک دسیسه از طرف دولت برای بالا بردن تاثیر مبارزات سربازان ارتش ایالات متحده و کسانی که به طور مخفیانه از آن در جنگ خلیج که در سال 1991 به وقوع پیوست، بود. در اساطیر نورس، Valhalla به زندگی پس از مرگ آن هایی گفته می شود که توسط Valkyr ها انتخاب شدند. آن ها در Valhalla ساکن هستند و در جنگ های خدایان نورس شرکت می کنند. لازم به ذکر است که کامپیوتر مرکزی استفاده شده در پروژه ی Valhalla با نام Yggdrasil شناخته می شود که این نام برگرفته از نام درختی است که نه جهان را در عالم کیهان شناسی نورس به هم متصل می کند.

شرکت Aesir، که بار ها از آن در بازی یاد می شود و منبع اصلی ماده ی Valkyr است. Æsir در حقیقت نام معبد اصلی خدایان نورس است. همانطور که در داستان این عنوان ذکر شد رئیس این شرکت نیکول هورن نام دارد. در افسانه ها آمده است Gjallarhorn شروع Ragnarök را اعلام کرد، آخرالزمان نورس، نبردی بین Æsir و غول ها که ثمره ی آن کشته شدن بسیاری از خدایان و تولد دوباره ی جهان بود (کلوپ شبانه ی جک لوپینو Ranga Rock نام داشت که در حقیقت بازی با کلمات نام Ragnarök بود). در جریان رویداد های بازی طوفان سهمگین برف و بوران خود نمایی می کرد که این موضوع به Fimbulvetr اشاره داشت که این نام به زمستان حماسی اطلاق می شد که پیش از حادثه ی Ragnarök اتفاق افتاد.

نام خانوادگی آلفرد وودن برگرفته از Wōden است، نوع انگلو ساکسن خدای خدایان (Odin)، خدای بزرگ معابد اساطیر نورس (چشم پوش او برگرفته از Odin است. Odin چشم خود را برای فرزانگی، حکمت و دانش قربانی کرده بود). مکس او و دایره داخلی را در ساختمان Asgard ملاقات کرد. Asgard مکانی بود که خدایان در آن زندگی می کردند. در بازی مامور الکس بلدر توسط دستیارش B.B. کشته می شود. در افسانه های نورس Balder( و یا Baldur) موقعی کشته می شود که تیر دارواش سینه ی او را هدف قرار می دهد و اینکه مرگ او توسط Loki مقدمه چینی شده بود. او کسی نبود جز خدای هرج و مرج و فریبکاری و نیرنگ، مانند فریب خوردن مکس و الکس توسط B.B. . به نظر می آید توانایی Bullet Time مکس منعکس کننده ی حالتBerserker ها باشد. جنگجویان نورس (وایکینگ ها؛ گردنبند مکس ....... وایکینگ ها است) خود را در میدان جنگ مانند دیوانه ها به درون درگیری ها می انداختنند به طوری که مانند ابر انسان ها به نظر می آمدند، قدرتمند، سریع، خستگی ناپذیر و ناتوان در حس کردن درد و رنج.


خدایان نیویورک


کارآگاه Max Payne: مکس پین (خلق شده توسط Sam Lake، با صدای James McCafferey ) مامور فراری DEA و افسر سابق NYPD است که همسر و فرزند نوزادش را در جریان پرونده ی Valkyr از دست داده است. پس از این جریانات مکس در بین انبوه مردم مخفی می شود و همانند ارتشی یک نفره علیه جرم و جنایت به مبارزه می پردازد. این شیوه ی کار مکس یاد آور شخصیت Frank Castle از کمیک های مارول است (The Punisher) . مکس صدها تن از گنگسترها و متصدیان این توطئه را کشته بود و این در حالی بود که از دست پلیس نیز گریزان بود زیرا پلیس قصد متوقف کردن انتقام جویی او از عاملین مرگ خانوده اش را داشت. شخصیت مکس به چند دلیل شخصیتی منحصر به فرد و جالب است. از جمله پیچیدگی های شخصیت پردازی و داستان که سراسر استعاره و بازی با کلمات بوده است. او دنیای اطراف خود را با Monolog های داخلی توصیف می کرد. شخصیت حقیقی مکس با شخصیت ظاهری او که توسط بازیباز دیده می شد تناقضات زیادی داشت.

مکس شخصیتی منحصر به فرد را برای همه به ارمغان آورده است. او در مورد اتفاقات تلخی که برایش رخ داده بود معتقد بود که سرنوشت چنین حکمی برایش صادر کرده است. البته از نگاه دیگر نیز می توان این موضوع را مشاهده کرد که این موضوع یک المان کلاسیک در فیلم های نوآر است. فردی ساده و زود باور که همه چیز را به سرنوشت ربط می دهد. او دارای شخصیتی بسیار منزوی است که همین باعث دراماتیک تر شدن و واقعی تر شدن احساس مخاطب می شود. از دیگر خصوصیت های مکس می توان به خویشتن گرایی او اشاره کرد؛ او با سخن گفتن با خود احساساتش را در مورد اتفاقات اطراف و موقعیت های مختلف شرح می دهد. مکس در ابتدای بازی شخصیتی متفاوت بود، برونگرایی خوشحال از ازدواج و زندگی، مردی خندان، شخصیتی روشن. اما او پس از مرگ عزیزانش مقصود از زندگی کردن را از یاد برده بود. او از دلخوشی ها و آرامش جدا شده بود، او برای بودن با خانوده اش پر از عشق و خواهش بود اما دیگر چیزی باقی نمانده بود که برایش زنده باشد. اما نه...او کورکورانه به سمت آخرین هرفش به پیش می رفت و آن هرف چیزی نبود جز انتقام.

در همه ی این مدت مکس وضعیت خود را طوری نشان می دهد که با پارادکس همراه است. او در حالی که در "In a New York Minute" به این می اندیشد که زندگی اش به اتمام رسیده است، او نشان می دهد که تمایل زیادی به زندگی کردن دارد، با وجود اینکه در Monolog های داخلی دنیای حزن انگیز و تاریک خود را توصیف می کند و علاقه به مردن دارد. با وجود اینکه وی با نا امیدی به دنبال مردن است تا دوباره خانواده اش را ببیند، اما باز هم به دنبال زنده ماندن است تا بتواند انتقام سختی از قاتلان خانواده اش بگیرد. مکس نه یک قهرمان بلکه یک ضد قهرمان بود همانطور که خودش می گفت:"من یکی از آن ها نیستم، من یک قهرمان نیستم".

هنگام ساختن کرکتر Max Payne استودیوی 3D Realms به دنبال اهدافی بود که آن را اینگونه توضیح می دهند:"ما به دنبال ساخت یک شخصیت سر سخت دیگر که می توان آن را در یک سری Franchise آورد بودیم، همان کاری که ما با شخصیت Duke Nukem انجام دادیم". سپس برای مدل این شخصیت معروف از چهره ی Sam Lake، نویسنده بازی، استفاده کردند. همچنین لیک برای بازی در Cut-scene های رمان مانند بازی نیز آماده شد. در انتها این نیز این نکته لازم به ذکر است که در نسخه ی دوم بازی Timothy Gibbs به جای سم لیک مدل شخصیت مکس پین بوده است.


نیمه خدایان


Mona Sax: (با صدای Julia Murney) خواهر دوقلوی لیزا پانشینلو و یک قاتل که با بستن قرار داد دست به قتل افراد مورد نظر می زند. مونا زن افسونگر این بازی است. او کینه ای نسبت به همسر شیاد خواهرش لیزا دارد، رئیس مافیا آنجلو پانشینلو، کسی که مونا میل به کشتنش داشته است. پس از اینکه پانشینلو کشته شد، او با نیکول هورن کنار آمد زیرا نیکول وی را اجیر کرده بود که مکس را بکشد. اما او خود را در انجام این کار نا توان دید و به همین دلیل نوکران هورن به سر او شلیک کردند و بدن او نیز در یک آسانسور رها شد. در ادامه این عنوا، مونا به عنوان یک شخصیت قابل بازی ظاهر شده بود.


Nicole Horne: (با صدای Jane Gennaro) او اصلی ترین دشمن مکس در بازی بود که رهبری یک پروژه ی نظامی با کد رمز Valhalla را بر عهده داشت. او Michelle Payne را به دلیل دیدن پرونده ای که حاوی اسمش بود و در آن از وی به عنوان تولید کننده ی ماده ی مخدر Valkyr یاد شده بود، کشت و این در حالی بود تولید این ماده از مدت ها قبل به تعلیق در آمده بود. هورن ارتشی خصوصی که از قاتلان حرفه ای و مزدوران تشکیل شده بود را فرماندهی می کرد. در انتهای بازی نیز این زن توسط مکس کشته شد.


Alfred Woden: (با صدای John Randolph Jones) در بسیاری از بخش های بازی او یادآور شخصیتی مرموز و مکشوف نشده است زیرا او تنها از طریق تماس تلفنی با مکس در ارتباط است و هر دفعه هشداری در مورد تهدیدی از طرف دشمنان و یا اطلاعاتی که مکس به آن ها نیاز دارد، در اختیارش قرار می دهد. در اواخر بازی او با مکس رو در رو ملاقات می کند و وی را از وجود انجمنی مانند انجمن روشن فرکان که با نام دایره ی داخلی شناخته می شوند با خبر می کند. آلفرد به مکس می گوید که هورن دشمن واقعی توست و میل به خلاص شدن کار هورن دارد. از قرار معلوم او توسط افراد مسلح هورن، در حین ملاقات با مکس از پای می افتد اما بعداً در ترمینالی امنیتی دیده می شود که از زمین بلند می شود و دوست کشته شده خود را تنها می گذارد. او در ادامه این عنوان به عنوان یک سناتور آمریکایی دیده می شود.


Don Angelo Punchinello: (با صدای Joe Ragno) یک رهبر ایتالیایی گروهی مافیایی که توزیع کننده ی Valkyr است. همچنین وی وارد جنگ های گنگستری با اوباش روسی شده بود. .ی در بخش هایی از بازی به عنوان شخصیت پست و تبه کار بازی شناخته می شود تا اینکه مشخص می شود او تحت کنترل هورن بوده است. وی قبل از اینکه بتواند اطلاعات بیشتری به مکس بدهد توسط هورن کشته می شود.


Vinnie Gognitti: (با صدای Joe Dallo) یک گنگستر بسیار حساس که برای لوپینو کار می کند. او از اینکه به دلیل استفده ی لوپینو از Valkyr توسط او کشته شود وحشت زده بود. مکس برای پیدا کردن محل لوپینو با وینی روبرو شد اما آن ها با هم دست به گریبان شدند و نتیجه آن نیز شلیک کردن مکس به شکم وینی بود. پس از این رویداد تعقیب و گریزی بین مکس و وینی از بین ساختمان ها و سقف ساختمان های شهر راه می افتد. در نهایت مکس توانست او را به گیرد و او را وادار به دادن اطلاعات کند و پس از ان نیز او را که همچنان خونریزی داشت در یک کوچه رها می کند (در تریلری که سال 1998 به نمایش در آمد وینی توسط مکس کشته می شود و اما بعداً به دلیل بوجود اوردن پیچ های داستانی این بخش دچار تغییر شد). او دوباره در نسخه ی بعدی بازی ظاهر می شود.


Vladimir Lem: (با صدای Dominic Hawksley) یک رهبر گنگستر ها و قاچاقچی اسلحه و مهمات که اهل روسیه بوده است. وی همچنین به مبارزه ای علیه آنجلو پانیشلو دست زده بود. او با مکس یک تیم تشکیل داده بود و مکس را با اسلحه در یک بخش از بازی مورد حمایت قرار می داد و گاهی اوقات نیز او را به موقعیت های کلیدی منتقل می کرد. او در ادامه ی این عنوان یکی رستوران دار کریزماتیک محسوب می شد که روابط مشکوک خود را با جنایات سازمان یافته حفظ کرده بود.


Jack Lupino: (با صدای Jeff Gurner) یکی از زیر دستان رئیس مافیا و کاوشگر علوم ناشناخته. او در سندیکای جنایتکاران پانیشلو وظیفه ی سرپرستی و بازرسی توزیع ماده ی Valkyr را بر عهده دارد. او به دلیل اعتیاد به Valkyr تبدیل به یک دیوانه شد و به یک موجود شریر تبدیل شد. هنگامی که مکس با او رو در رو شده بود او در حال مناجات شیطانی خویش بود، درگیری مسلحانه ای بین آن دو در گرفت و لوپینو توسط پین کشته شد.


B.B. Hensley: (با صدای Adam Grupper) مامور فاسد DEA که دوست مکس انگاشته می شد. او در ازای کار برای هورن پول دریافت می کرد. به همین دلیل در یکی از بخش های داستان با مکس تماس گرفت و به او گفت که باید با کارآگاه الکس ذشمیثق در ایستگاه مترو ملاقاتی داشته باشد. هنگامی که مکس به محل ملاقات رسید با جسد الکس روبرو شد و B.B. با این عمل مکس را تبدیل به مظنون شماره یک این پرونده کرد. در اواخر بازی مکس او را به عنوان یک خائن که به هورن کمک می کند می یابد و در یک درگیری مسلحانه او را می کشد.


Deputy Chief Jim Bravura: (با صدای Peter Appel) یک افسر عالی رتبه NYPD که در به خاطر بسیاری از جریانات به دنبال مکس بوده است. او هرگز از دستگیر کردن مکس منصرف نمی شود، حتی اگر استدلال مفسران تلویزیونی به گونه ای باشد که خشونت را چیز بدی نبینند برای اینکه تنها قربانیان ان جنایتکاران هستند!! وی بالاخره در انتهای بازی موفق به دستگیر کردن مکس می شود اما در ادامه ی بازی به عنوان رئیس مکس ظاهر می شود.


Michelle Payne: (با صدای Haviland Morris) وی برای دفتر بازپرس بخش قضایی کار می کرده است. وی در جریان پرونده ای قرار گرفت که هورن را مقصر می دانست که به همین دلیل میشل و فرزندش توسط تعدادی معتاد به Valkyr ، که از طرف هورن به خانه اش فرستاده شده بودند کشته می شوند. میشل مکرراً در فلش بک ها و سکانس ها کابوس مکس ظاهر می شود.


خالقان خدایان

کمپانی Remedy Entertainment ایده ی ساخت یک بازی سوم شخص اکشن را از سال 1996 و پس از ساختن عنوان Death Rally(اولین عنوان این شرکت) در سرش می پروراند و این ایده از عنوان Loaded الهام گرفته شد که پس از موفقیت عنوان Tomb Raider برای اعضای کمپانی هدفی دست یافتی به نظر می رسید. مطابق بر داستان بازی و نمایشنامه ی آن که همگی توسط سم لیک خلق شده بودند "نقطه ی شروع نمونه ی اولیه ای از یک کارآگاه خصوصی و یک پلیس سرسخت" که از همین طرح برای بازی نهایی با"عمق بیشر موضوعات روانشناسانه" استفاده شد. در ابتدا یک طرح اولیه از بازی طراحی شد که در آن زمان Dark Justice و Max Heatنام داشت (یک شوی تلویزیونی که به همراه بازی با کلمات Dick Justice نامیده می شد و یک فیلم **** به نام Max Heat در عنوان Max Payne 2 وجود داشت). آن ها خیلی زود این طرح اولیه را ساختند و به 3D Realms نشان دادند. ان ها با هم یک قرار داد امضا کردند و ساخت بازی را بلافاصله آغاز کردند. در 1999 طراحان بازی از فنلاند به نیویورک آمدند تا در مورد این شهر تحقیقاتی انجام دهند. آن ها در جریان این مسافرت و با دو تن از بادیگارد های سابق NYPD صحبت کردند و ایده هایی در مورد محیط دریافت کردند. همچنین هزاران عکس نیز در جریان این مسافرت تحقیقاتی توسط تیم برای نقشه برداری گرفته شد.

وظیفه ی آهنگسازی این عنوان بر عهده ی Kärtsy Hatakka بوده است. Rmedy در ساخت این بازی از موتور اختصاصی این شرکت یعنی MaxFX استفاده کرد(یا MAX-FX، در حوالی سال های 1997 این موتور با این نام شناخته می شد). نکته ی دیگر اینکه این شرکت از این موتور تنها در دو عنوان Max Payne استفاده کرد همچنین یک Max FX Level Editor نیز به همراه بازی منتشر شد. اولین تریلر عموی بازی در E3 1998 به نمایش در آمد که نسخه ی ابتدایی داستان و گیم پلی بازی را نشان می داد. از همان زمان افراد زیادی به دلیل داشتن محتوایی خلاقانه و افکت های گرافیکی بسیار زیبا ( خصوصاً سیستم ذرات عالی این موتور که بر روی جلوه های سه بعدی بنا شده بود و توانایی به نمایش گذاشتن سه بعدی افکت های دود و Muzzle Flash ها را داشت). اگر چه تهیه کنندگان این عنوان در 3D Realms بعد ها اظهار داشتن به عمد از Overhyping بازی خود داری کردند. در حقیقت این عنوان برای انتشار در تابستان 1999 برنامه ریزی شده بود اما بارها و بارها با تاخیر مواجه شد و در نهایت در سال 2000 منتشر شد. البته تیم تولید در این مدت تاخیر بازی را تا حد تواناییش بازی را پالیش کرد که از آن جمله می توان به پیشرفت های گرافیکی از جمله استفاده از تکسچر ها واقع گرایانه تر و نورپردازی واقع گرایانه تر و همچنین اضافه کردن بخش مالتی پلیر اشاره کرد.

در ادامه می توانید نمرات دریافتی این بازی را از سایت های مختلف مشاهره نمایید.


دریافت نمره ی 89.24 از GameRankings، دریافت 4.5 ستاره از 5 ستاره توسط GamePro، امتیاز 9.2 از سایت GameSpot، دریافت نمره ی9.2 از GameZone، دریافت نمره ی 9.5 از IGN
دریافت جایزه ی بهترین بازی PC در سال 2001 از طرف BAFTA، دریافت مقام بهترین بازی اکشن سال از طرف خوانندگان IGN، دریافت مقام بهترین داستان از طرف خوانندگان IGN، دریافت عنوان بهترین صدا و بهترین گرافیک از طرف IGN، بازی انتخابی سال 2001 از طرف خوانندگان GameSpot، بهترین عنوان تک نفره از طرف خوانندگان GameSpot و در نهایت بهترین بازی سال 2001 از طرف GameSpot.

http://www.bazyrayaneh.net/show_feature.php?ID=75&type=html