مجاهد مجازی

(وب نوشت های مهندس مهدی حق وردی طاقانکی )

*** الیمپوس قبل از ویرانی: بازی God of War III
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۱٠  

مقاله ای که در پیش رو دارید به قسمت هایی از بازی زیبا و جذاب God of War III و ارتباط آن با افسانه های یونانی اشاره خواهد کرد. هدف اصلی این مقاله پرداختن حول موضوع ارتباط بین خدایان و نحوه پیدایش آنها می باشد.


ابتدا مقدمه ای از سری بازی های God of War که به قلم دوست خوبم آرش عیاری نوشته شده است را باهم می خوانیم. بعد از آن ابتدا با موجودات و اساطیر یونانی بیشتر آشنا می شویم. سپس به توضیحاتی در مورد سلاح ها و جادوهای بازی خواهیم پرداخت. در پایان نیز مروری بر زندگی نامه برخی از خدایان در سری بازی های God Of War خواهیم پرداخت. امیدواریم که مطلب پیش رو رضایت شما خوانندگان را جلب نمایید.

کریتوس در گذر زمان

مقدمه
یونان باستان ، دارای یکی از غنی ترین و سرشارترین افسانه ها و داستان هاست . افسانه هایی زیبا که خدایان مختلف را به تصویر می کشد و آن ها را با خصوصیات متفاوت در کنار هم قرار می دهد . در دنیای بازی های رایانه ای ، هیچ عنوانی مانند God of War نتوانست این گذشته و تاریخ و افسانه را با چنین ژرف و زیبایی به تصویر بکشد . هنر استدیو Santa Monica زمانی به اوج می رسد که توانست بدون آسیب رساندن به اصل افسانه ، کسی را که هیچ گونه وجود خارجی ندارد وارد افسانه ها کند . اینجاست که درگیر شدن زیبای این انسان با اصل افسانه به زیبایی بی حد و نهایت ختم می شود .
Santa Monica که یکی از استدیو های زیر مجموعه بخش سرگرمی های رایانه ای سونی است که سال 1999 در ایالت کالیفرنیا تاسیس شد . مشهوریت عمده این استدیو را می توان آفرینش سری God of War دانست . هر کدام از سه شماره اصلی این سری را فردی متفاوت کارگردانی کرده است ، باز هم اوج هنر اینجاست که با وجود این که کارگردان نسخه ها یکسان نبوده اند ، لغزشی هر چند ناچیز و کوچک در بازی دیده نمی شود . نقطه قوت سری God of War را می توان پیش زمینه داستانی قوی آن دانست . این پیش زمینه زمانی به اوج زیبایی می رسد که با یک پرداخت و سرایش خوب همراه می شود . وقتی این داستان با معماهای جالب و Gameplay سریع و هیجان انگیز همراه می شود عنوانی را رقم می زند که رقیبی برای خود نمی بینید و تبدیل به یک مرجع و منبع برای الهام گرفتن می شود.
در زیر ، چکیده ای از داستان پر پیچ و خم Kratos از ابتدای نسخه اول تا ابتدای نسخه سوم را شاهد هستید:
چطور میتوانست همه چیز انقدر زود تغییر کند . Kratos در ریخته گری با خود این فکر را میکرد. فکر میکرد که چطور در این سه هفته مسیر زندگی او کاملا عوض شد . به سه هفته پیش برگشت ، جایی که با ارتش قدرتمند و با هزار سرباز قوی شکست خورد و تا مرز مرگ نیز پیش رفت.
اینجا بود که Ares ، خدای جنگ یونان باستان به کمک Kratos آمد ، او در Kratos چیزی میدید که میتوانست به او کمک کند اما Ares به عنوان یک خدا ، کسی که هر قدرتی داشت چه چیزی از Kratos میخواست ؟!
او به Kratos سلاحی داد که او را در برابر هر کسی ایمن میکرد . Ares به او Blade of Chaos را داد . سلاحی با دو شمشیر برنده که در انتهای آنها زنجیر قرار داشت و با قدرت آتشین خود می توانست هر موجودی را از پای دربیاورد.
Kratos سلاح Ares بود ، او Kratos را به دهکده ای فرستاد و به او دستور داد تمام اهالی بی گناه شهر را نابود کند . اهالی شهر در معبد مشغول ستایش بودند . پیشگو معبد از ورود Kratos به معبد ممانعت کرد و به او گفت در صورت ورود بهای آن را تا پایان عمر خواهد پرداخت . Kratos به حرف او توجهی نکرد ، وارد معبد شد و به کشتار مردم بی گناه پرداخت تا اینکه جیغ آخرین قربانی او را بی حرکت کرد ، Kratos خشکش زده بود ، کمرش خم شده بود و با آن همه قدرت روی زانوهای خود افتاد . او با دست خود همسر و فرزندش را کشته بود . پیشگو راست میگفت ، این کابوس همیشه و هموارده با Kratos خواهد ماند . در این لحظه Ares نزد Kratos آمد و به او گفت که به یک جنجگوی واقعی تبدیل شده است . او مسبب قتل عزیزترین کسانش بود و از این به بعد Kratos فقط یک هدف داشت. کشتن Ares خدای جنگ.

کشتن یک خدا ، آن هم توسط یک انسان در فکر Kratos موج میزد . اما چیزی که او را نا امید نمیکرد حس انتقام جویی بی حد و اندازه او بود . او ده سال در کوه ها و دریاها سرگردان بود و تصویر غرق در خون همسر و فرزندش لحظه ای او را راحت نمی گذاشت . او به یک پیرمرد رسید که حفاری و قبرکنی میکرد و همه چیز را راجع به Kratos می دانست . پیرمرد به او گفت که تنها راه کشتن یک خدا دست یافتن به Pandora Box است . او از اتن خارج شد و پس از عبور از کویر روح های سرگردان و کشتن موجودات مختلف به معبد Pandora رسید و Pandora Box را برداشت . هیچکس تا به حال موفق به این کار نشده بود ، همین هنگام Ares از این ماجرا باخبر شد و Kratos را کشت.
او به عالم مردگان رفت و به یک طناب بزرگ رسید . از ان بالا رفت و دوباره به عالم زنده ها رسید و فهمید همان پیرمرد با کندن قبری به او در بازگشت به این دنیا کمک کرده است.
آتن توسط Ares فتح شده بود و Athena ناراحت از این موضوع در پی کمک گرفتن از Kratos بود. خدایان از Kratos حمایت کردند و به او شمشیر خدایان را دادند و با آن وسیله او Ares را نابود کرد.
اما این همه چیز برای Kratos نبود . همچنان کابوس ها او را اذیت میکرد . از Athena خواست که کابوس های او را پاک کند ولی او گفت تنها گناهان او فراموش می شوند.
Kratos چاره ای نداشت و با همه بزرگ بودنش خود را به دریای اژه انداخت تا با مرگش کابوس های او نیز خاتمه پیدا کند اما خدایان او را نجات دادند و بر تخت خدایی نشاندند و Kratos خدای جدید جنگ شد.
این پایان ماجرا نبود ، پس از چند وقت Kratos باز هم به جاه طلبی های خود ادامه داد و به کشتن انسان های بی گناه پرداخت . خدایان که از دست او به ستوه آمده بودند به او هشدار دادند که این کارها مناسب یک خدا نیست . او به حرف Athena و Zeus گوش نکرد و به جنایت های خود ادامه داد تا اینکه Zeus در قالب یک کلاغ بر او ظاهر شد و او را کوچک کرد.
باز هم آتش نفرت Kratos روشن شد ، او نمی دانست چه میخواهد . او یک خواسته بزرگ داشت ، او میخواست Zeus خدای بزرگ یونان باستان را نابود کند . در شماره سوم بازی شاهد لشکرکشی Kratos به سمت کوه المپیوس و نبرد او با Zeus خواهیم بود.

از برهان عزیز ممنونم که این فرصت را در اختیار من قرار داد و مقدمه مطلب غنی خودش رو به من سپرد .

 

موجودات و اساطیر یونانی
Kratos Enemy

همان طور که از اسم این قسمت مشخص است می خواهیم شما را با دشمنان آشنا کنیم تا در حین بازی احساس درستی را نسبت به هر شخصیت در شما به وجود بیاوریم و در هنگام دیدن هر دشمن با خصوصیات و نقاط ضعف و قوت او آشنا شوید. همچنین دشمنانی که در قسمت بعدی به آن میپردازیم تمامی دشمنان بازی نیستند و تنها عده محدود اما مشهوری از آن ها هستند. در پایان این بخش به ذکر نام تمامی دشمنانی که به آن ها اشاره نشده است بسنده می کنیم و در توصیف آنها تنها به شکل ظاهری آن ها اشاره خواهیم کرد.
بعضی از دشمنان شامل چند دسته و تعدادی دیگر دارای نژادهای متفاوت و گوناگون می باشند که در زیر به آنها اشاره خواهیم کرد.

Olympus: گروهی که علارقم قدرت کمتر در قیاس با دیگر دشمنان، تعداد زیاد آنها موجب برتری محسوس این گروه در مبارزات می شود. این گروه در واقع ترکیبی از چند دسته است که در بازی به فرمان Zeus و تحت رهبری Hercules به شما حمله می کنند. این گروه که شامل Archer، Fiend، Sentinel، Guardian، Sentry و Legionnaire می باشند که هر یک دارای خصوصیات مختص به خود هستند. به عنوان مثال دسته Archer با کمان ها خود و به طور معمول در ارتفاع بالاتر شروع به تیراندازی به سوی شما می کنند اما در مقابل Guardianها دارای سپرهای قوی هستند که با سلاح های معمولی قادر به نابود کردن آن ها نخواهید بود.

Centaur General: در طول بازی تنها 4 مرتبه با این موجودات روبرو می شوید. این موجودات بسیار قوی و بدون رحم به شما حمله ور می شوند و کار سختی را در مقابل آنها در پیش رو دارید.
سرگذشت این موجودات و نحوه شکل گرفتن آنها اینگونه بوده است که قنطورس یا سانتور، نام فرزند ایکسیون، پادشاه تسالی، بوده است. ایکسیون به خاطر قتل پدر زنش، عذاب وجدان داشته و به همین جهت Zeus به او ترحم کرد و او را به همراه خوب به کوه المپ میبرد. اما ایکسیون عاشق Hera همسر Zeus می شود. Zeusاز این اتفاق مطلع شد و ابری را به شکل Hera به سراغ ایکسیون فرستاد. از نزدیکی ایکسیون و این ابر موجودی به اسم کنتاروس به دنیا آمد و از آمیزش او با مادیان‌های کوه پلیون، تمام سانتورها به وجود آمدند. سانتور موجودی است نیمی انسان و نیمی اسب، با سر و دو دست و بالاتنه انسان و بدن و چهار پای اسب، به این شکل که قسمت انسانی از جایی که گردن اسب باید شروع می‌شد به جای آن قرار دارد.

Cerberus Breeder Hades: در افسانه های قدیم یونانی نوعی سگ 3 سر وجود دارد که به نام Cerberus شناخته می شود. در طول بازی زمانی که به قلمرو Hades وارد می شویم چندین بار با آنها مواجه می شویم که به دو نوع Breeder و Mongrel دسته بندی می شوند. نژاد Breeder مختص Hades هست، در واقع این نژاد حیوان دست آموز Hades و نگهبان دنیای مردگان می باشند. این موجودات تا به حال به کسی اجازه خروج از دنیای مردگان را نداده اند و تنها کریتوس، Hercules (در خان آخر) و شخصی به نام ائورودیکه (برای نجات همسرش) موفق به خارج شدن از Underworld یا دنیای مردگان شده اند.

Chimera: یکی از زیباترین و باهوش ترین دشمنان شما در بازی که به واسطه آن مبارزه های نفس گیر و هیجان انگیز را در پیش رو خواهید داشت و هرگز از خاطر نخواهید برد. این موجود ترکیبی از سه حیوان با خصوصیات متفاوت از یکدیگر یعنی شیر ،بز و مار است که به ترتیب سر،بدن و دم آن را تشکیل داده اند. از آنجایی که در علم پزشکی به چنین موجوداتی کایمرا گفته میشود برای نام گذاری آن کاری سخت در پیش رو نبوده است و به همان نام بسنده شده است. در مشرق زمین در دوران دور این موجودات را با نام شترگاوپلنگ می شناختند. این گونه به سه ترکیب انسان-حیوان، حیوان-حیوان و یا ترکیبی از چندین حیوان( مانند Chimera) به وجود می آیند.

Cyclops: نسل اولیه این موجودات را در این شماره به 3 شکل متفاوت مشاهده خواهید کرد که عبارتند از: Cyclops Enforcer ، Cyclops Berserker و Cyclops Remains. این موجودات نوعی غول هستند که تنها یک چشم در وسط پیشانی آنها وجود دارد و نقطه ضعف آنها همین قسمت است. این نژاد با سلاح های خونین خود می توانند یکی از مهیج ترین و مرگبارترین موجوداتی باشند که با آنها مواجه خواهید شد.
در افسانه ها آمده است که یکی از نژادها در جزیره ای با یکدیگر زندگی می کردند. اودیسه در طی سفر طولانی مدت خود به جزیره آنها رفت و متوجه حضور این نژاد شد. او این موجود را مست کرد و سپس چشم او را به وسیله یک میله داغ کور کرد و چشم او را با خود به عنوان نماد افتخار به داخل کشتی برد. این موجودات دارای 3 نسل هستند و نحوه پیدایش آنها به این گونه است که نسل اول که در بالا به اسامی آنها اشاره شد زاده گایا و اورانوس(خدای آسمان ها و فرزند گایا) هستند. نسل دوم از نوادگان Poseidon خدای دریاها هستند و نسل آخر همان نسلی هست که ادیسه آنها را در جزیره پیدا کرد.

Gorgon: کمتر کسی وجود دارد که تا به حال اسم Medusa را نشنیده باشد. این نژاد دارای 3 نسل می باشد که با نام های Euryale و Sthenno و Medusa شناخته می شوند. معروف ترین آن ها همان نژاد Medusa می باشد. این جانوران مونث بوده و دارای پوستی فلس مانند هستند و موی آنها از مارها زنده می باشد و با نگاه کردن به کسی باعث تبدیل شدن او به سنگ می شوند و تنها نژاد فانی بین آنها Medusa می باشد. از سر این موجودات بر روی سپر یونانی ها استفاده می شده است تا به وسیله آن در دل شمنان خود ترس ایجاد کنند و پلیدی و اهریمن را از خود دور و به سپاه دشمنان انتقال دهند.

Minotaur: حیوانی درنده و خونین اما تو حدودی کند. این نژاد در واقع ترکیبی از گاو و انسان هست و نحوه شکل گیری آنها به این صورت بوده است که Poseidon از شاه جزیره کرت خشمگین بوده است و این خشم باعث میشود تا همسر شاه این جزیره عاشق یک گاو وحشی نر شود. از همبستر شدن این دو، موجودی با این نام پدید می آید. بعد از این کار پادشاه جزیره به Deadalus که ماهرترین فرد داخل جزیره بوده است(که بعدها Zeus او را برای کارهای شخصی به نزد خود می برد) دستور ساخت هزارتویی را می دهد. بعد از آن این موجود را در داخل هزارتو حبس کردند و سالانه 6 نفر را برای او قربانی می کردند.

Siren: این موجودات در بازی با صدای دل فریب خود سعی در اغوا کردن کریتوس دارند. در داستان های اساطیر یونانی آمده است که آنها موجوداتی از نسل خدای دریا قدیم فورکیس بوده اند که در راه های دریایی به اغوا کردن ملوانان می پرداختند. آن ها با صدای خود باعث برخورد کشتی به صخره های مرگبار می شدند و آنها را به کام مرگ می کشاندند. در افسانه ها آمده است که Sirenها به دو شکل دیده شده اند. شکلی که اکثران آن را تایید کردن زنانی زیبا رو و خوش اندام هستند که در بالا به آنها اشاره شد و نوعی دیگر هم زنانی زشت و کریه که با بالای های پرندگان و اندام های زنانه دیده شده اند، این نسل را گاها Harpy نیز می نامند.

موجودات فرعی
Satyr: موجودی که با پاهای سم مانندش و سری با شاخ های قوچ نمایان می شود و جزو سخترین موجودات در بازی است. هرگاه در بازی با او مواجه شدید باید بترسید چون کار سختی در پیش رو دارید.

Wraith Of Olympus: اطلاعات دقیقی از این موجود در دست نمیباشد و تنها می توان گفت چهره ای پوشیده همراه با یک ردا و همچنین دو سلاح تیغه مانند قوسی شکل دارا می باشد.

Talos: این نژاد در بازی به دو نوع سنگی(Stone) و برنزی(Bronze) دیده می شود. دشمنان سرسختی هستند و سلاح آنها به دونوع پتک مستطیل شکل و پتک دایره شکل با تیغه تقسیم می شود.

اولین بخش اصلی این مقاله به پایان رسید. امیدوارم که از مطالب و داستان های یونانی که در بالا گفته شد خسته نشده باشید و همچنان مشتاق به خواندن ادامه مطلب باشید؛ زیرا داستان های ناگفته بسیاری باقی مانده است

 

تجهیزات موجود در بازی
سلاح ها و جادوها
4سلاح اصلی در بازی وجود دارد که هر یک برای خود جادوی مخصوصی دارند.. علاوه بر این 3 قدرت که مخصوص خدایان است در بازی برای استفاده شما تعبیه شده است. همچنین تجهیزاتی از شماره های قبل و همین شماره برای کمک به شما وجود خواهد داشت که شما را در انجام هر چه بهتر و جذاب تر بازی یاری خواهد نمود. هدف از این بخش آشنایی با این تجهیزات می باشد.
photo

Blade Of Exile: اصلیترین سلاح شما که به نوعی پرکاربردترین آن ها هم می باشد. شما این سلاح را از Athena دریافت خواهید کرد. همچنین می توانید آن را تا 5 مرحله ارتقا دهید تا به کمک آن Comboهای بیشتر و جذاب تری را اجرا کنید. جادوی مربوط به این سلاح بسیار موثر و در Levelهای بالا دارای برد زیادی می باشد. نحوه دیده شدن جادو به این شکل است که تعدادی از سربازان Spartan به صورت گرد شده به همراه سپرها و نیزه های خود ( و در درجات بالاتر تیر و کمان) به دشمنان شما حمله می کنند.
photo

Claws Of Hades: این چنگک را بلافاصله بعد از نابود کردن Hades دریافت می کنید. سلاحی به مراتب مخرب تر و دارای برد بیشتر نسبت به BOE می باشد اما تنها اشکال آن این است که نمی توان به سرعت از آن استفاده کرد، یعنی به راحتی نمی توانید Comboهای خود را افزایش دهید. این سلاح هم قادر است که تا 5 مرحله افزایش یابد. جادوی این سلاح فوق العاده ترین جادوی بازی است که شامل 9 شکل متفاوت می باشد. این جادو در درجات بالا به 9 روح تقسیم می شود که با احضار هر نژاد خاص از قدرت و آن بهره گرفته و به دشمن ضربه میزنید.
photo

Nemean Cestus: سلاحی جذاب که Hercules طی یک نبرد با شیری به همین نام موفق به دریافت آنها شد و در ادامه مسیر خود از این سلاح به نحو احسن استفاده کرد. شما در انتهای مبارزه با او این سلاح را دریافت می کنید که بسیار قوی و کوبنده است و به راحتی سپرهای دشمنان داخل بازی و یا قسمت های یخ زده که مربوط به Hidden Itemهای بازی است را به کمک آن خورد می کنید. این سلاح هم قابلیت استفاده در 5 سطح را دارد که با Red Orb گرفته خواهد شد. جادوی منحصر به فردی و جذابی ندارد و تنها با کوبیدن مشت به زمین ایجاد نوعی زمین لرزه می کند که به دشمنان شما ضربه وارد می کند.
photo

Nemesis Whip: سلاحی که توسط یکی از خدایان قدیم برای کمک به کریتوس به او اهدا شد. برای ساخت این سلاح نیاز به نوعی سنگ خاص بود که کریتوس آن را از داخل بدن کرونوس گرفت. سپس آن را به نزد خدای سابق برد و تقدیم او کرد. این سلاح یک نوع الکتریسیته سبز رنگ ایجاد می کند و وسیله خوبی برای مبارزه است اما جذابیت ندارد. چهارمین سلاح کریتوس هم در 5 سطح قابلیت ارتقا را دارا می باشد. جادوی آن چیز جدیدی نیست و در شماره های قبل با شکل و شمایل متفاوت تری وجود داشته و مانند الکتریسیته بین دسته ای از دشمنان به جریان در می آید.
قدرت خدایان
photo

Bow Of Apollo: کمانی که در گذشته های دور متعلق به آپولو بوده است و کریتوس آن را در سرزمین Hades پیدا می کند و از آن در رسیدن به اهداف خودتان بهره می گیرید. نحوه تیر اندازی با این سلاح به دو صورت ساده و آتشین می باشد. آپولو شخصیتی است که سرگذشت طولانی دارد و تمام مطالب را به علت محدودیت هایی که وجود دارد نمی شود به صورت کامل توضیح داد ولی به طور مختصر می توان گفت که او پسر Zeus است، ساز چنگ را که Hermes اختراع کرده بود برای خود انتخاب کرد و خود را خدای موسیقی و آواز نامید. در اکثر مجسمه های او همیشه یک چنگ به دست دارد و در حال نواختن آن است. همیچنین آپولو محافظ شهر Troy است که معبدی در ساحل این جزیره به نام او بنا شده است. آپولو شخصی بود که به Hera و Poseidon کمک کرد تا Zeus را به زنجیر بکشند اما بعد از آزادی دوباره Zeus، او آپولو و Poseidon را مامور ساخت دیواری قوی و محکم برای شهر Troy کرد تا جبرانی بر توطئه چینی آنها باشد.
photo

Head Of Helios: Helios خدای خورشید قدرتی دارد که در چشمان او نهفته است و باعث به وجود آمدن درخششی می شود که تا چند ثانیه دشمنان خود را نابینا می کند. کریتوس طی یک صحنه خشن سر Helios را از تنش جدا می کند و از این قدرت در راه رسیدن به Zeus استفاده می کند. البته بعضی از دشمنان این قدر باهوش هستند که به کمک دست یا سپر یا حتی سلاح خود مانع نابینا شدن خود می شوند از این رو همیشه این قدرت به کمک شما نخواهد آمد. در مورد Helios می توان به ارابه آتشین او اشاره کرد که هر بامداد از مشرق شروع به حرکت می کرد و شامگاهان به نزد همسر خود پرسه بازمیگشت. پدر او هیپریون است(که خود فرزند اورانوس و گایا است) و مادرش تئا است که خواهر هیپریون است.
photo

Boots Of Hermes: این قدرت مربوط به Hermes است. او که در داشتن سرعت زیاد مشهور است همیشه رابط بین خدایان بوده و وظیفه خبررسانی بر دوش او قرار گرفته بود. در قسمتی از بازی طی یک صحنه کاملا حماسی کریتوس هر دو پای Hermes رو قطع می کند و او را می کشد و سپس از قسمتی که به پایین پای او مانند یک پوتین وصل شده است استفاده می کند و آن ها را به پای خود بسته و به سرعت گام بر میدارد. سرگذشت Hermes به این صورت است که پدر او Zeus و مادرش هم مایا است(یکی از 7 دختر زیبای اطلس بود که به علت زیبایی فراوان خود مشهور بود، اما به علت کم رو بودنش در داخل غاری دور افتاده زندگی می کرد. طی یک حادثه Zeus او را دید و عاشق او شد و به دور از چشمان حسود Hera در داخل غار با او ملاقت کرد و از او پسری به نام Hermes نصیبش شد). در کودکی با دزدیدن گاوها Apollo از روده های آنها چنگ را اختراع کرد و سپس شروع به ساخت آن کرد. بعدها Apollo از آن به عنوان وسیله ای برای سرگرمی خود استفاده کرد.
تجهیزات موجود از نسخه های قبل
photo

Golden Fleece: یکی از بهترین تجهیزات دفاعی کریتوس می باشد. این وسیله قادر به دفع حمله دشمن و بازگرداندن آن به سمت دشمن می باشد. این وسیله در افسانه های یونانی به پشم زرین معروف است که برای صاحب خود قدرت را به همراه می آورد. در افسانه ها آمده است که یکی از پادشاهان منطقه ای در یونان برای بار دوم ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. زن اول از روی حسادتی که داشت با یک حیله باعث می شود که پادشاه متقاعد شود برای حاصلخیز شدن زمین ها مجبور است که این کودکان را قربانی کند. پادشاه زمانی که خواهان انجام این کار شد، مادر کودکان متوجه نیت او می شود و به پادشاه نیرنگ میزند و یک قوچ طلایی را فرستاده و کودکان خود را به آسمان میبرد. پادشاه قوچ را برای Zeus قربانی کرد و پشم آن را هم روی درخت بلوطی قرار داد که به سختی قابل دست رس بود و نگهبانی را هم برای این کار گمارد. در نهایت جیسون پشم را به کمک Hercules و چند تن دیگر ربود و از جزیره خارج شد.
photo

Icarus Wings: این بالها را Deadalus برای فرزند خود ساخت. دلیل ساخت این بالها به موجودی به نام Minotaur بر میگردد. زمانی که Deadauls مجبور به ساخت یک هزارتو شد راه این هزارتو را به چند نفر آموخت و همین کار موجب خشم پادشاه شد و باعث شد که او و پسرش را در داخل هزارتو حبس کند. این بالها را به کمک فرزندش درست کرد و با موم به شانه های او چسباند تا به کمک آن، هر دو از آن هزارتو فرار کنند و نگهبانان هم نتوانند جلوی آنها را بگیرند. در پایان هم پدر به پسر تاکید کرد که هیچگاه به خورشید نزدیک نشو، در صورتی که نزدیک شوی کشته خواهی شد اما Icarus که فردی مغرور بود به نصیحت پدر خود عمل نکرد. او به خورشید نزدیک شد. در اثر این کار موم ها ذوب شد و به سمت زمین سقوط کرد. البته در بازی این داستان به نحو دیگری روایت شده و به این قسمت اشاره ای نشده و کریتوس در شماره 2 بازی در راه رسیدن به خواهران سرنوشت به Icarus بر خورد می کند و بالها او را می کند و به پشت خود وصل کرده و سپس او را میکشد. در قسمت های پایانی این شماره هم کریتوس Deadalus را می بیند و به او می گوید که پسر تو مرده است. او بسیار غمگین می شود زیرا Zeus به او قول داده بود که با ساخت این مکان برای او روزی پسرش به نزد او باز میگردد.
photo

Blade Of Olympus: این شمشیر برای اولین بار در God Of War II به نمایش در آمد و به وسیله Zeus به سمت کریتوس پرتاب شد تا به او کمک کند. اما کریتوس بعدها فهمید که این کمک های Zeus هم یک حیله بوده است تا او را از مقام خدایی خلع و تمام قدرت های او را بگیرد که موفق به این کار هم شد. در پایان شماره 2 بازی کریتوس به کمک این شمشیر با Zeus مبارزه می کند اما زمانی که می خواهد او را از بین ببرد Athena سر میرسد و این شمشیر باعث ریخته شدن خون Athena هم می شود. به این ترتیب شمشیر در دستان کریتوس باقی می ماند و Zeus هم فرار می کند. در شماره آخر این سلاح به عنوان Rage Of Titan استفاده می شود. زمانی که شما قادر به فعال کردن آن باشید، در یک مدت زمان کوتاه قادر خواهید بود از این شمشیر استفاده کنید.


Poseidon’s Trident: نیزه ای سه شاخه که متعلق به او بوده است و از زمان حکمرانی به دریاها آن را برای خود اختیار کرده است. این وسیله قدرت تنفس در زیر آب را به کریتوس اهدا می کند. این نیزه باعث می شود که در مسافت های طولانی که در زیر آب طی می کند احتیاج نداشته باشد که به سطح آب بازگردد.

 

 

زندگی نامه خدایان
Gods

Zeus

نام یونانی: Ζεύς
جنسیت: مرد
پدر: کرونوس
مادر: رئا
مهمترین همسر: هرا
فرزندان: Ares – Athena – Hermes – Apollo – Aphrodite

شرح حال: Zeus نام خدای کوه المپ، قدرتمندترین و باهوش ترین خدایان، فرمانروای آسمان ها و زمین می باشد. نمادهای او شامل آذرخش، عصای سلطنتی به همراه سپر و همچنین عقاب می باشد. نام او برگرفته از کلمه dios به معنای درخشان است. زندگی او از آغاز تولد در فراز و نشیب طی شده است. در دوران نوزادی مادرش رئا مجبور به قربانی کردن او برای کرونوس شد، دلیل این قربانی کردن این بود که کرونوس طبق یک پیشگویی متوجه شده بود یک از فرزندانش برعلیه او قیام خواهد کرد و او هم شروع به بلعیدن تمام آنها کرد اما غافل ازاینکه فرزند ششم او نجات یافت. او کسی نبود جز Zeus. قبل از قربانی کردن Zeus گایا به مادر او پیشنهاد داد که سنگی را جایگزین Zeus قرار دهد. مادر پذیرفت و سپس گایا به او گفت باید Zeus را در اختیار من بگذاری تا او را پرورش دهم. رئا که چاره ای جز این کار نداشت، پس پذیرفت. به این ترتیب سرنوشت اینگونه رقم خورد تا Zeus بر روی بدن یکی از Titanها رشد کند و به بلوغ و قدرت برسد. بعد از مدت زمانی Zeus از این اتفاق باخبر شد که کرونوس در شرف بلعیدن او همانند دیگر فرزندان بوده است. پس تصمیم به مبارزه با پدر خود گرفت. او در این مبارزه سربلند بیرون آمد و توانست تمام خواهران و برادران خود را نجات دهد. آنها به کمک یک دیگر هر یک از خدایان قدیم را به منطقه ای از دنیا تبعید کردند و کرونوس هم به تارتاروس تبعید شد. بعد از این اتفاق Zeus قلمروهای جهان را بین خود و دو برادر دیگرش یعنی Poseidon و Hades تقسیم کرد. دنیای اقیانوس ها و دریاها به برادر اول و دنیای مردگان هم به برادر دوم رسید. نکته قابل تامل این است که Poseidon هیچگاه از این انتخاب ها راضی نبود و همیشه خود را برتر و قوی تر از Zeus تصور می کرد. بارها سعی به زنجیر کردن Zeus کرد اما هیچگاه موفق نشد و حتی زمانی به همراه Apollo فرزند Zeus مجبور به ساخت دیوار Troy شد. او معشوقه های زیادی داشت و از این رو فرزندان بسیاری را هم برای خود به همراه آورد که یکی از آنها کریتوس بود. او کسی بود که Zeus را در آتش خشم خود سوزاند.
photo

Poseidon

نام یونانی: Ποσειδῶν
جنسیت: مرد
پدر: کرونوس
مادر: رئا
همسر: دارای همسران فراوان
فرزندان: فرزندان فراوانی دارد که هیچ یک دارای بخت و اقبال بلندی نبوده اند

شرح حال: او برادر Zeus است و دارای لقب های بسیاری زیادی می باشد. مهترین آن خدای دریاها است. او یکی از پنج فرزندی بود که توسط کرونوس بلعیده شد و بعدها توسط فرزند ششم یعنی Zeus نجات پیدا کرد. او به کمک بقیه برادران Titanها را به نقاط دور افتاده تبعید کرد. Poseidon علاوه بر خدای دریاها به خدای زمین لرزه و اسب ها نیز معروف است، علاوه بر این او را با نمادهای خاصی نیز می شناختند که شامل دلفین و نیزه سه شاخ می باشد. Poseidon همانند Zeus دارای معشوقه های بسیار بود. در بین آن ها چند چهره شاخصی مانند Medusa است که با حامله کردن این موجود مدوسا فرزندی به نام پگاسوس که یک نوع اسب بالدار است را به دنیا آورد. همچنین او با یکی از حوری های دریای ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک نیمه انسان و نیمه ماهی بود که بعدها به نام پری دریایی نام گرفت. همچین او با زنان زیاد دیگری به صورت ناخواسته و بدون رضایت زنان همبستر شد. از این رو زندگی کاملا سالمی نداشته است. یکی دیگر از بدنامی های او مربوط به مشاجره وی با Athena دختر Zeus بر سر شهر آتن بود که به تصرف چه کسی در آید. در ابتدا Poseidon نیزه 3 سر خود را به عنوان هدیه داخل شهر پرتاب کرد و رودی در میان شهر جاری شد. اما Athena هدیه بهتری به مردمان شهر داد. آن هدیه چیزی نبود جز درخت زیتون. در نهایت Athena در این رقابت پیروز شد. بعد از این اتفاق خشمی سراسر وجود Poseidon را فراگرفت. از این رو عذاب های فراوانی را به مردمان این شهر نازل کرد و دائما باعث به وجود آمدن سیلاب و زلزله در شهر میشد که خسارات زیادی را وارد کرد. در نهایت هر دو طرف ماجرا یعنی Athena و Poseidon به توافق رسیدن که مردمان خود را به صورت مشترک به این شهر وارد کنند تا بیشتر از این خسارت به بار ننشیند.
photo

Hades

نام یونانی: ᾍδης
جنسیت: مرد
پدر: کرونوس
مادر: رئا
همسر: Persephone
فرزندان: -

شرح حال: او نیز برادر Zeus است و لقب او خدای دنیای مردگان است. او هم همانند Poseidon یکی از پنج فرزندی بود که توسط کرونوس بلعیده شد و بعدها توسط Zeus نجات پیدا کرد.. در تقسیم بندی قدرت ها به نوعی بدترین قدرت به او رسید و آن حکمرانی به دنیای مردها بود. Hades به افرادی که در سرزمینش موجب افزایش جمعیت می شدند علاقه مند بود. او به علت اینکه در جهان زیرین زندگی می کرد دارای معادن بسیاری بود. بعد از مدتی احساس تنهایی او را فراگرفت. به همین علت Persephone را از آسمان ها دزدید و با خود به دنیای مردگان آورد تا ملکه آنجا شود و تنهایی او را پر کند. این زن یکی از فرزندان Zeus بود و بعد از مدتی Zeus از ماجرا خبر دار شد و از او خواست که به سطح زمین باز گردد و از مادرش مراقبت کند. Hades در ظاهر با این امر مخالفتی نکرد و تنها به او در حین رفتن یک انار داد تا در طول راه از آن تغذیه کند. در راه زمانی که Persephone انار را خورد متوجه شد که در دنیای مردگان حبس شده است و قادر به خارج شدن از آنجا نمی باشد. او متوجه نیرنگ Hades شد و تا مدت ها از او رنجیده خاطر بود.
Hades بر روی تختی ساخته شده از درخت ابنوس می‌نشست و یک عصای سلطنتی با خود حمل می‌کرد. او همچنین دارای یک کلاه خود بود که به وسیله آن می‌توانست نامرئی شود. او یک سگ سه‌سر نیز داشت که نگهبان در ورودی دنیای مردگان بود، او اجازه ورود به روح‌های جدید به دنیای مردگان را می‌داد اما به هیچ کس اجازه خروج نمی‌داد. بسیاری از پهلوانان اساطیر یونانی به Underworld فرستاده شدند تا از سایه‌ها سوال بپرسند یا اینکه سعی کنند آن‌ها را آزاد کنند. اگرچه Hades به هیچ کس اجازه خارج شدن از قلمرو خود را نمی‌داد، اما در چندین مورد استثنا او اجازه خروج داده بود، از جمله آنها می توان به کریتوس و Hercules اشاره کرد.


photo

Athena

نام یونانی: Athēnâ - Ἀθήνη
جنسیت: زن
پدر: زئوس
مادر: متیس

شرح حال: Zeus آن چنان از هوش و ذکاوت مادر Athena -متیس- هراسان شده بود که او را با حیله ای فریب داد. Zeus باعث شد او به شکل مگسی در آید و سپس او را بلعید. پس از مدتی Zeus دچار سر درد شدیدی شد. یکی از Titanهای قدیمی که خدای شفا بود(Prometheus)، سر او را با تبر شکافت و Athena را به صورت دختری سراپا پوشیده شده از سلاح و زره، از پیشانی او خارج کرد. آتنا با این که از عقل و خرد مادرش برخوردار بود، اما هیچگاه سعی نکرد تا بر پدر خود غلبه کند و همیشه همراه و یار او بود. لازم به ذکر است که برخی بر این عقیده هستند که Athena فرزند Hera و برادر دوقلوی Ares است که این امری اشتباه به شمار می آید.
علی رغم اینکه او در نبرد شجاع و خشن بوده اما زنی جنگجو به شمار نمی‌آمد. زیرا نبردهای او همه برای دفاع از حریم خانه و شهر در مقابل دشمنان بوده است. اما گاهی هم بی‌رحمانه انتقام می‌گرفت. به عنوان مثال زنی پارچه‌باف به نام آراخنه ادعا کرده بود دست‌ساخته‌هایش نسبت به دست‌ساخته‌های آتنا برتری دارد.آتنا او را به مبارزه طلبید و بعد از پیروزی، او را به عنکبوت تبدیل کرد.
آتنا ایزدبانوی شهر و شهرنشینی، صنایع دستی و کشاورزی است. او برای رام کردن و تربیت اسب، افسار را اختراع کرد. از دیگر سازه‌های مهم او می‌توان به دوک نخ‌ریسی ، گاوآهن، کشتی و ارابه اشاره کرد. او فرزند محبوب پدر به شمار می‌آمده است. به همین خاطر اجازه یافت تا از اسلحه پدرش(آذرخش) استفاده کند. پرنده او جغد(نشانه خرد) بوده‌ است. درخت مورد علاقه او زیتون بوده است و این درخت را به مردمان شهری که به همراه Poseidon بر حکومت به آن اختلاف داشتند هدیه کرد. این امر سبب شد که مردمان آن شهر به یمن هدیه ای که از Athena گرفتن نام شهر را آتن بگذارند.. یکی دیگر از دلایل خشم Poseidon نسبت به او ساخت کشتی بوده است. او اولین کسی بود که همچین وسیله ای ساخته بود. او به نوعی خللی در حکومت Poseidon بر سطح دریاها ایجاد کرده بود.
photo

Ares

نام یونانی: Ἀρης
جنسیت: مرد
پدر: زئوس
مادر: هرا
همسر: در برخی روایات Aphrodite
فرزندان: اروس، هارمونیا، فوبوس و دیموس

شرح حال: او خدای جنگ و فرزند Zeus و Hera می باشد. رومیان نیز شخصی را با همین صفات اما با نامی متفاوت داشتند. آنها او را مارس خطاب می کردند و آن را با Ares از یونان برابر و یکی می دانستند. اما Ares هیچگاه در بین یونانیان به اندازه مارس در بین رومیان هوادار نداشت زیرا او را فردی امین و قابل اعتماد نمی دانستند.
او یکی از سه خدای بزرگ بوده است که همه با او آشنایی دارند. نام آنها را حتی بر روی سیارات منظومه شمسی نیز قرار داده اند: مشتری یا ژوپیتر(زئوس)، زهره یا ونوس(الهه عشق و زیبایی) و مریخ یا بهرام(همان Ares خدای جنگ).
یونانیان او را درمجسمه هایشان، جوانی زیبا، نیرومند، خوش اندام و برهنه که گاه کلاه خودی بر سر و نیزه‌ای به دست دارد، می‌پنداشتند و با این که Ares از اعماق قلب خود مهربان بود از او می ترسیدند. با این حال رومیان او را بعد از ژوپیر(Zeus) برترین خدا می دانستند و برای او احترام فراوانی قائل بودند.
تنها معشوقه و دلباخته او Aphrodite است که متاسفانه به علت مشکلات فراوانی که در سر راه آنها بود به سختی به یکدیگر رسیدند زیرا Zeus او را به همسری Hephaestus یعنی برادر Ares در آورد. زمانی فرا رسید و Hephaestus قصد سفری دراز را کرد. هنگامی که Aphrodite از این موضوع با خبر شد Ares را از این اتفاق آگاه کرد. در این بین خبر این اتفاق به Helios هم رسید و او Hephaestus را از این خیانت آگاه کرد. او هم توری نامرئی را در لبه ها و داخل تخت قرار داد. او به قصد سفر از قصر خارج شد و شب هنگام Ares به قصر وارد شد و با Aphrodite به تخت وارد شدند. پس از گذشت چند ساعت Hephaestus به داخل قصر برگشت و آنها را در داخل تور اسیر کرد و مطلب را به اطلاع Zeus رساند. Zeus از این کار او خشمگین شد اما Ares به کمک عموی خود Poseidon موفق شد اثبات کند که با Aphrodite در معبد خدایان ازدواج کرده است و به خطا و حوس این عمل از آنها سر نزده است. در نهایت Hephaestus قبول کرد که آنها با یکدیگر زندگی کنند اما مشروط به اینکه تمام هدایایی که به Aphrodite داده است به او پس گرداند. در نهایت آنها با یکدیگر به قصر Ares رفته و به عشق خود دست یافتند. او برای Ares 4 فرزند را به دنیا آورد که هر یک نمادی را به همراه داشتند. اروس خدای عشق، هارمونیا الهه تناسب(کلمه هارمونی از او گرفته شده است)، فوبوس نماد ترس(کلمه فوبیا از او گرفته شده است) و دیموس نماد وحشت و شیطان(کلمه دیمون از او گرفته شده است) را به دنیا آورد که دو فرزند آخر برادران دو قلو بوده اند.
 

Aphrodite

نام یونانی: Αφροδίτη
جنسیت: زن
پدر: زئوس - کرونوس
مادر: دیونه
همسر: Hephaestus

شرح حال: او یکی از زیباترین فرزندان Zeus بوده است. او از خدایان المپ و الهه عشق، زیبایی و شور جوانی می باشد. در پیرامون تولد Aphrodite دو روایت متفاوت وجود دارد. روایت اول به Zeus و معشوقه خود دیونه باز میگردد که این فرزند را به دنیا آوردند. روایت دوم مربوط به اخته شدن اورانوس و تولد Aphrodite می باشد که در داستان کرونوس به تفصیل در مورد آن صحبت خواهیم نمود.
او معشوقه های بسیار زیادی در بین خدایان و حتی انسان ها فانی داشت و فرزندان زیادی را هم به دنیا آورد. Zeus که از زیبایی به حد او کاملا آگاه بود، برای جلوگیری از نزاع بین خدایان او را به همسری Hephaestus(او فرزند Zeus و Hera است که از ناحیه پای دچار مشکل می باشد) در آورد. Hephaestus که تصور همچین اتفاقی را هیچگاه نمی کرد عشق خود را نثار او کرد و به علت مهارت فراوانی که در زمینه کار با فلزات داشت، کمربندی بسیار زیبا از طلا و دارای بافت های جادویی درست کرد و به Aphrodite تقدیم کرد.
Titans
photo

Gaia

نام یونانی: Γαîα
جنسیت: زن
پدر: Chaos(خلا یا خائوس)
همسر: اورانوس
فرزندان: اورانوس، پونتوس، اورئا، Titans و Cyclops

شرح حال: در افسانه های یونانی برای وضعیت ابتدایی پیش از آفرینش(خلا)، یک جسم مانند انسان یا حیوان در نظر گرفته شد است. از این Chaos ابتدا Gaia و سپس تارتاروس(که در ابتدا به این نام بوده است و سپس به Underworld یا سرزمین Hades تغییر پیدا کرده. البته همچین مکانی در دنیای مردگان وجود دارد و نام گذاری شده است) را پدید آورد. سپس Gaia 3 خدای اولیه را به دنیا آورد. این خدایان اورانوس خدای آسمان ها، پونتوس خدای دریاها و اورئا خدای کوه ها هستند. سپس Gaia با فرزند ارشد خود یعنی اورانوس ازدواج کرده و دوازده Titan را که شامل 6 پسر و 6 دختر می شدند، به دنیا آورد. علاوه بر Titanها از ازدواج او با اورانوس نژاد دیگری از موجودات نیز پدید آمدند که به نام Cyclops یا غول یک چشم شهرت یافتند.
یکی از فرزندان Titan که Gaia به دنیا آورد کرونوس نام داشت. او توسط پیشگویی که اورانوس و Gaia برای او بازگو کردند متوجه شد که توسط یکی از فرزندان خود سرنگون خواهد شد. به همین جهت شروع به بلعیدن تمام فرزندان خود کرد، اما Gaia به کمک رئا مادر Zeus آمد و مانع این کار شد. Gaia او را همراه خود برد تا پرورش دهد و جنگجویی قوی از او بسازد. البته روایت دیگری هم در این مورد وجود دارد که Gaia به رئا اجازه داد تا Zeus را با خود به جزیره کرت برده و در آنجا پرورش دهد.

cronos

نام یونانی: Κρόνος
جنسیت: مرد
پدر: اورانوس
مادر: گایا
همسر: رئا
فرزندان: Poseidon، Hades، Hera، Zeus، Demeter و Hestia

شرح حال: در داستان ها و افسانه های یونانی از او به عنوان پدر و پادشاه Titanها یاد شده است. همان طور که در داستان Gaia اشاره شد؛ آسمان یا همان اورانوس از هم آغوشی با گایا فرزندان Titan خود را به دنیا آورد. آن ها شش برادر و شش خواهر بودند. خائوس(Chaos) برای اورانوس پیشگویی را فاش کرده بود. در این پیش گویی آماده بود که اورانوس توسط یکی از فرزندانش به ذلت کشیده خواهد شد. اورانوس که از این پیش گویی خشمگین شده بود تمام دوازده فرزند Titan خود را در تارتاروس حبس کرده و اجازه خروج از آن جا را به آن ها نداد. این کار اورانوس باعث خشم Gaia شد. او به فرزندان خود پیشنهاد کرد که هرکه توان مقابله با اورانوس را دارد پیش قدم شده و من او را در ادامه راه یاری خواهم نمود. به جز Cronos که کوچکترین فرزند بود هیچ یک از Titanها پیش قدم نشدند. به این ترتیب Gaia یک داس آهنی به او داد و گفت: «در زمان هم آغوشی من با پدرت تو باید او را اخته کنی.» در شب هنگام Cronos به پدر خود نزدیک شد و با داس آهنی او را اخته کرد و به حرف مادر خود جامعه عمل پوشاند. Cronos آلت اخته شده پدرش را به اوقیانوس پرتاب کرد. ( در بعضی از منابع ذکر شده است که با این کاری که Cronos انجام داد باعث شد Aphrodite خدای عشق و شور جوانی پدید آید). هنگامی که کورونوس بعد از پدرش به سلطنت خدایان رسید حاضر به آزاد کردن Titanهای دیگر از تارتاروس نشد. اورانوس و Gaia یعنی مادر و پدر او پیش بینی کردند که خود Cronos نیز توسط فرزندش سرنگون خواهد ‌شد. زمانی که Cronos با رئا خواهرش ازدواج کرد حاصل این ازدواج به ترتیب Hestia، Demeter، Poseidon، Hera، Hades و Zeus بودند. اما Cronos برای اینکه پیش بینی والدینش به حقیقت نپیوندد هر کدام از بچه‌های خود را هنگام تولد می‌بلعید. اما هنگام تولد Zeus، رئا از اورانوس و Gaia کمک خواست تا نگذارند Cronos پسر خود Zeus را نیز ببلعد. رئا سنگی عظیم را به Cronos داد و او نیز که فکر می‌کرد این سنگ Zeus است؛ آن را بجای Zeus بلعید. بعد از این اتفاق همان طور که در داستان های قبلی اشاره شد Cronos سرنگون شد. Zeus خواهران و برادران خود را نجات داد. Cronos توسط Zeus به تارتاروس تبعید شد.

http://www.bazicenter.com/ps3/action-adventure/God_of_War_III/articles/6