Resident Evil از دیروز تا فردا

شاید اگر کس دیگری بجز شینجی میکامی مسئولیت ساخت این بازی ها را بر عهده می گرفت این عنوان به محبوبیتی که امروز دارد دست نمیافت. شخصی که در سال 1965 در ژاپن متولد شد و موفق شد سبکی جدید از بازیها را ارائه دهد.کسی که به غیر از Resident Evil عناوین دیگری چون Dino Crisis و Onimusha و Killer 7 و Devil May Cry و P.N. 03 و Viewtiful Joe و God Hand را در کارنامه ی خود دارد. البته در تمام این بازی ها به عنوان کارگردان کار نکرده است ولی این افتخار را داشته است که به عنوان کارگردان تمام عناوین رزیدنت اویل تا کنون فعالیت داشته باشد. اگر بخواهیم میکامی را در یک جمله تعریف کنیم باید بگوییم : سرشار از ایده های نو.

 

  

Jill Valentine مامور ویژه S.T.A.R.S

 

 

Resident Evil جزو اولین و موفق ترین بازیهاییست که توانسته است سوژه ی ترس و وحشت را به بازیهایش القا کند.اولین عنوان از سری رزیدنت اویل در سال 1996 به بازار آمد و موفق شد خود را به یکی از بهترین بازیهای زمان خودش مبدل سازد. تا آن زمان هیچ بازی دیگری با چنین گرافیک و گیم پلی و به خصوص داستان فوق العاده ای طراحی نشده بود . شاید در آن زمان تنها رقیب Resident Evil بازی Alone In The Dark بود که مدتی قبل عرضه شده بود.از همان موقع بود که رزیدنت اویل اولین طرفداران خود را بدست آورد و موفق شد خود را به گیمرها تحمیل کند.

 

داستان بازی از این قرار بود که در سال 1998 و در حواشی شهر افسانه ای راکون سیتی اتفاقاتی عجیب و وحشتناک افتاده بود. کشته و ناپدید شدن عده ای در اطراف شهر . اینجا بود که گروهی تحت عنوان Bravo جهت بررسی موضوع و کنکاش در جهت کشف حقیقت به محل حادثه فرستاده شدند. گروه Bravo زیرمجموعه گروه بزرگتری به نام گروه S.T.A.R.S بود. پس از اینکه گروه Bravo به محل حادثه اعزام شد ارتباط آنها با مرکز قطع شد و هیچ خبری از آنها نشد. به همین دلیل گروه دومی تحت عنوان گروه Alpha جهت پیدا کردن افراد گروه Bravo به این محیط اسرار آمیز اعزام شدند. تیم آلفا موفق شد که هواپیمای سقوط کرده تیم براوو را پیدا کند . اما هیچ اثری از کسی که زنده مانده باشد نبود. تنها چیزی که توانستند پیدا کنند یک دست بریده شده بود که مشخص بود به یکی از افراد گروه براوو تعلق دارد.وقتی که گروه آلفا جستجوی خود را جهت بدست آوردن سرنخ در منطقه آغاز کرد افراد مرد حمله ی گروهی سگ وحشی قرار گرفتند. در این حال یکی از اعضای گروه به نام Joseph Forst به شدت زخمی شد و خلبان هلی کوپتر هم که شخصی به نام Brad Vicker بود به دلیل ترس به همراه هلی کوپتر فرار کرد و گروه را ترک نمود.پس از اینکه افراد بوسیله ی سگ ها تعقیب شدند به یک عمارت نسبتا یزرگ که در آن نزدیکی بود پناه بردند. عمارتی متروکه و به ظاهر بدون هیچ گونه سکنه ای از نوع انسان.چهار نفر از اعضای گروه با نام های Chris Redfield و Jill Valentine و Barry Burton و Albert Wesker وارد عمارت شده بودند.همه ساکت بودند که ناگهان صدای شلیک گلوله ای توجه افراد گروه را به خود جلب کرد. اینجاست که شما به جستجوی صدا و عامل آن میروید. از این قسمت به بعد کنترل بازی به شما سپرده میشود و شما با هر کدام از کاراکتر های کریس یا جیل که بخواهید بازی را آغاز میکنید.اولین کسی که پیدا میکنید که احتمالا عامل صدای گلوله هم بوده یکی از اعضای گروه Bravo به نام Kenneth Sulivan میباشد که در حال خورده شدن توسط یک زامبی میباشد. پس از اینکه عمارت را به صورت کامل جستجو کردید اثراتی از دارویی وابسته به شرکت Umbrella پیدا میکنید که موجب تبدیل شدن افراد منطقه به زامبی شده است. ویروسی به نام T-Virus که باعث شده تمام کارکنان عمارت و حیوانات منطقه به موجوداتی خونخوار و وحشی شوند.پس از پیدا کردن یک راهروی مخفی و راه یافتن افراد گروه به آزمایشگاهی در زیرزمین عمارت آنها توانستند جزئیاتی ضبط شده از آزمایشاتی که شرکت آمبرلا در این محل انجام میداده است را پیدا کنند. در آزمایشگاه وسکر اغرار میکند که یک مامور دوجانبه است که برای شرکت آمبرلا کار میکند و یک هیولای شبیه انسان به نام Tyant که به ویروس T-Virus آلوده شده را آزاد کرده . در این هنگام هیولا به سمت آنها می آید و آنها ظاهرا هیولا را میکشند.پس از اینکه هیولا ظاهرا کشته شد یک برنامه تخریب راه اندازی میشود . افراد قصد دارند بوسیله ی هلی کوپتر محل راترک کنند که ناگهان Tyant باز هم به آنها حمله میکند و نهایتا زمانی کشته میشود که Vicker از داخل هلی کوپتر یک راکت لنچر برای شما می اندازند و شما Tyant را میکشید. همه ی افراد داخل هلی کوپتر فرار میکنند و در نهایت عمارت منفجر میشود.پایان بازی هم میتواند بسته به بعضی انتخاب های شما متفاوت باشد.

 

در این نسخه علاوه بر داستان حیرت برانگیز شاهد گرافیک هنری بسیار زیبا و گیم پلی بسیار متفاوت نسبت به بازیهای زمان خودش بودیم.در بازی امکانات زیادی دراختیار شما قرار میگرفت . تنوع اسلحه ها هم در این بازی قابل قبول بود و توانست گیمر ها را راضی کند. این بازی در ابتدا برای Play Station ساخته شد و سپس برای PC و Sega Saturn تبدیل شد. همچنین این بازی در سال 2002 و با سفارش شرکت نینتندو برای کنسول GameCube بازسازی شد . این نسخه ی بازسازی شده دارای گرافیک کاملا متحول شده و گیم پلی متفاوتی نسبت به نسخه PlayStation بود. علاوه بر این یک نسخه تبدیل (port) شده از این بازی در سال 2006 برای کنسول دستی Nintendo Ds با نام Deadly Silenceبه بازار آمد.

 

شخصیت های معروف موجود در این بازی عبارتند از "کریس ردفیلد" و " جیل ولنتاین" و "باری برتون" و "ربکا چامبرز" و "جوزف فورست" و "آلبرت وسکر" که هر کدام دارای خصوصیاتی کاملا متفاوت هستند.

 

چند نکته قابل توجه در این بازی این است که اگر سناریوی بازی را با کریس آغاز کنید باری برتون در ابتدای بازی ناپدید میشود و بعد ها توسط وسکر کشته میشود. در حالی که اگر بازی را با سناریوی جیل آغاز کنید باری در تمام طول بازی به شما کمک میکند و هر وقت که شما نیاز به کمک دارید پیدایش میشود و به شما کمک میکند در حالی که وسکر به او گفته است که در صورت عدم همکاری با او خانواده اش را میکشد.

 

 

نسخه بعدی بازی در سال 1998 و باز هم با کارگردانی شینجی میکامی برای کنسول PlayStation ساخته و عرضه شد.این بازی با عنوان Resident Evil 2 موفق شد نسخه قبلی را از بسیاری از لحاظ ارتقا بخشد. بازی از لحاظ گرافیک رشد قابل توجهی کرده بود که باز هم نسبت به زمان خود جزو بهترین ها محسوب میشد. البته این نسخه و نسخه بعدی از لحاظ روند داستانی به هیچ وجه به پای Resident Evil 1 نمی رسیدند و لی بدیهی است که از لحاظ جلوه های بصری و گیم پلی توانستند نسبت به نسخه قبلی خود انقلابی به پا کنند.

 

 

 

داستان بازی در 29 سپتامبر 1998 آغاز می شود . جایی که تمام شهر راکون سیتی به زامبی تبدیل شده اند .دو نفر در حال ورود به شهر راکون سیتی هستند در حالی که از بلایی که قرار است بر سرشان بیاید غافل اند.یکی از آنها یک پلیس جوان و تازه کار به نام Leon S. Kennedy و دیگری یک دانشجوی دانشگاه به نام Claire Redfield میباشد که خواهر Chris Redfield (شخصیت Resident Evil1 ) میباشد. لئون که میخواهد اولین روزش را در اداره پلیس راکون سیتی (RPD) تجربه کند و اتفاقا تیر انداز ماهری هم هست. Chris Redfield را به خاطر می آورید؟ Claire خواهر کوچکتر اوست که بزرگ شدن با چنین برادری از او دختری نیرومند و قوی ساخته است. لئون و کلایر همدیگر را پیدا میکنند و در راه هدف مشترکشان یعنی فرار از این مهلکه به هم کمک میکنند.

 

البته شخصیت های دیگری نیز در بازی وجود دارند که وجود آنها در داستان بازی تاثیر گذار است . از جمله این شخصیت ها میتوان "ایدا" و " بن برتالوسی" و "ویلیام برکین" و "آنت برکین" و "آیرون" و دختر کوچکی به نام "شرلی برکین" نام برد.شما میتوانستید بازی را با هر کدام از شخصیت های کلایر و لیون ادامه دهید.همچنین بازی در دو سناریوی A و B که کاملا با هم متفاوت بودند انجام میشد. اگر سناریوی A را با لیون میرفتید باید سناریوی B را با کلایر طی میکردید و اگر سناریوی A را با کلایر میرفتید سناریوی B را با لیون تجربه میکردید.

 

در کل این بازی توانست انتظارات طرفدارانش را به خوبی برآورده کند .این بازی بعد ها برای پلت فورم های PC و Nintendo64 و Sega Saturn و GameCube منتشر شد.

 

چیزی نگذشت که Capcom نسخه بعدی بازی معروفش را ارائه داد. در سال 1999 و بر روی کنسول PlayStation .این نسخه هم موفق شد سیر تکاملی گرافیک و گیم پلی را طی کرده و یک بازی کاملا نو ارائه دهد. شاید این عنوان محبوب ترین عنوان Resident Evil در بین هوادارانش باشد. در بازی شما کنترل مامور سابق گروه Alpha و S.T.A.R.S یعنی Jill Valentine را بر عهده میگیرید. کسی که در تلاش است تا از شهر فرار کند و خودش را نجات دهد.

 

جیل در بازی و در طول فرارش با سه نفر رویارومیشود. سه نفر از افراد گارد شرکت Umbrella که موفق شده بودند زنده بمانند. این افراد عبارتند از : Carlos Oliviera و Mikhail Victor و Nicholai Ginovaef .میخاییل در طول بازی جان خود را برای نجات جیل از دست Nemesis از دست میدهد. نیکولای هم در طول بازی کشته میشود و در انتها جیل به کمک کارلوس موفق میشوند که از شهر فرار کنند.قبل از اینکه فرار کنید یک برنامه انفجار راه اندازی میشود و در آن 16 دقیقه به شما فرصت داده میشود. هنگامی که با کارلوس فرار میکنید و وارد هلی کوپتر میشوید با صحنه جالب رو به رو میشوید. خلبان هلی کوپتر Burry (شخصیت موجود دربازی Resident Evil 1 ) میباشد.

 

این بازی هم بعد ها برای Sega Dreamcast و PC و GameCube ارایه شد. میتوان گفت این بازی به گونه ای خداحافظی PlayStation از Resident Evil بود چون این آخرین رزیدنت اویلی بود که برای پلی استیشن 1ساخته شد.

 

درست در شش سال بعد و در سال 2005 شرکت کپکام نسخه بعدی بازی رزیدنت اویل را برای کنسول گیم کیوب منتشرکرد. در ابتدا قرار بود که این عنوان انحصاری باشد ولی بعد ها بازی برای PlayStation2 و PCو Wii ساخته شد. این بار بازی با عناوین قبلی این سری بسیار متفاوت بود. دوربین نسبت به قبل تغییرات زیادی داشت که بعدها این زاویه دوربین در بسیاری از بازیهای دیگر تقلید شد. این بازی را میتوان از لحاظ گیم پلی و روند بازی یکی از موفق ترین بازهای تاریخ نامید.

 

کاراکتر بازی Leon Kenedy میباشد که همه ی شما او را از زمان Resident Evil 2 میشناسید. این بار دیگر لئون آن پلیس تازه کار و بی تجربه نیست. این بار لئون عضوی از سازمان سیا آمریکاست که بسیار پخته تر شده.داستان بازی از اینجا سرچشمه میگیرد که Ashley Graham

/ 0 نظر / 18 بازدید